سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٣ - ضرورت تعادل خوف و رجا در مؤمن
عَامِلًا لِمَا يَخَافُ وَ يَرْجُو؛[١] «مؤمن مؤمن نميگردد تا آنکه ترسان و اميدوار باشد و ترسان و اميدوار نميگردد مگر آنکه درصدد عمل به مقتضاي آنچه از آن ميترسد و آنچه بدان اميدوار است برآيد».
در روايت ديگر، امام باقر(عليه السلام)ميفرمايند:إنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤمِنٍ إلاّ [وَ] فِى قَلْبِهِ نُوَرانِ: نُورُ خِيفَه، وَنُورُ رَجَاءٍ، لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَيَ هَذاَ، وَلَوْ وُزِنَ هَذَاَ لَمْ يَزِدْ عَلَي هَذَا؛[٢] «هيچ بنده مؤمني نيست، مگر آنکه در دلش دو نور است: نور ترس و نور اميد، اگر اين وزن شود از آن افزون نباشد و اگر آن وزن شود از اين افزون نباشد».
ضرورت تعادل و همساني بين خوفورجا از آن روست که اگر ترس انسان از حد بگذرد و فراتر از اميد گردد باعث يأس از رحمت الاهي ميشود و بالعکس اگر اميد انسان از حد بگذرد، باعث امن از مکر الاهي ميگردد. نبايد از نظر دور داشت که کسب حالت خوفورجا و رعايت تعادل بين آندو کاري اختياري و مورد رضاي خداوند است و عبادت بهحساب ميآيد. چون عبادت داراي دو اطلاق است: يکي عبادت به معناي خاص که تنها شامل عبادات توقيفي نظير نماز، روزه و خمس ميشود و ديگري عبادت به معناي عام که هر عمل نيکي که براي رضاي الاهي انجام پذيرد مصداق آن به شمار ميآيد. بر اين اساس، همانطور که مطالعه قرآن و روايات عبادت بهحساب ميآيد، ترس از خدا و اميد به او و حفظ تعادل بين ايندو حالت که مرضيّ خداست عبادت ميباشد و مراتب و درجات عبادت در اين مورد نيز تطبيق پيدا ميکند.
در روايات براي عبادت اقسام و مراتبي ذکر شده؛ از جمله در روايتي امام صادق(عليه السلام) براي عبادت و عبادتگزاران سه مرتبه برميشمارند و ميفرمايند:
الْعِبَادَه ثَلَاثَه: قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً فَتِلْک عِبَادَه الْعَبِيدِ، وَقَوْمٌ عَبَدُوا
[١] کليني، کافي، ج٢، ص٧١، ح١١. [٢] همان، ح١٣.