سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٥ - گستره خوف ورجا در اولياي خدا
داراي خوفورجا ميباشند. آنان در مقام بندگي از آن ميترسند که حق محبت و شکرگزاري خدا را به جا نياورند و در انجام وظيفه بندگي کوتاهي کنند و درعينحال، با توجه به سعه وجودي و ظرفيتهايي که در خويش مييابند، اميدوار به رعايت حق بندگي خدا و شکرگزاري او هستند. البته چنانکه از برخي روايات استفاده ميشود، برخي از اولياي خاص خدا که مصداق بارز آنها رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و اهلبيت آن حضرت هستند، سراسر زندگيشان تجسم عبادت و بندگي خداست و ازاينروي داراي عاليترين مرتبه خوفورجا هستند و آن خوفورجا به تبع اراده خداوند تحقق مييابد، و هرجا خداوند اراده کند صفت خوف در آنان برانگيخته ميشود و همچنين بااراده و خواست خدا حالت اميد در آنان پديد ميآيد، و بيترديد متعلق خوف و اميد آنان نيز تابع اراده الاهي است. اين ازآنروست که آنان اختيار و تدبير خويش را يکسر به خدا سپردهاند و در قلمرو وجودي آنان، خداوند بهجاي آنان اراده و تدبير ميکند و خود از خداوند خواستهاند که بهجاي آنان تدبير کند و برگزيند و آنان را بينياز از تدبير، اراده و اختيار خودشان سازد.
إِلَهِي أَغْنِنِي بِتَدْبِيرِک لِي عَنْ تَدْبِيرِي وَبِاخْتِيَارِک عَنِ اخْتِيَارِي؛[١] «خدايا، با تدبير و اختيار و گزينش خود مرا از تدبير و اختيار خويش بينياز گردان».
دراينباره در حديث قدسي چنين آمده است:
لا يزالُ عَبدي يَتَقَرَّبُ إليَّ بالنوافلِ مُخْلصاً لي حَتّي أحبّه، فإذا اَحْبَبْتُهُ کُنْتُ سَمْعُهُ الذي يَسْمَعُ به، وبَصَرَهُ الَّذي يُبْصِرُ به، وَيَدَهُ الَّتي يَبْطِشُ بها إنْ سألَني أعْطَيْتُهُ، وإنِ اسْتَعاذَني أعَذْتُه؛[٢] «پيوسته بنده به انجام مخلصانه نوافل و مستحبات به من تقرب ميجويد تا آنکه او را دوست ميدارم
[١] مفاتيح الجنان، دعاي عرفه. [٢] ابيمحمدالحسن الديلمي، ارشاد القلوب، ج ١، ص٨٣.