سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٦ - گستره خوف ورجا در اولياي خدا
و چون او را دوست داشتم، گوش او ميگردم که بدان ميشنود و چشم او ميگردم که بدان مينگرد و دست او ميگردم که بدان برميگيرد، او اگر چيزي از من درخواست کند بدو ميبخشم و اگر به من پناه آورد به او پناه ميدهم».
وقتي بنده به مرتبهاي از قرب اليالله رسيد که خداوند تدبير و اداره جوارح و اعضا و دل او را در اختيار گرفت و او نشنود مگر آنچه را خدا بخواهد و ننگرد مگر به آنچه خداوند بخواهد و تمام حرکات و سکنات او در مسير رضايت الاهي باشد، خوف و اميد او نيز جهت الاهي دارد و خداوند اين دو صفت را در دلش پديد ميآورد. پس دل آن بنده تربيت شده دربست در اختيار خداست و خطورات و انديشهها از مسير اراده و مشيت الاهي بدان راه مييابد و نهفقط چنان دلي چراگاه شيطان و جولانگاه انديشههاي باطل و هواهاي نفساني نميگردد، بلکه استقلالاً نگرش و گرايش حلال به ماسويالله نيز ندارد و تنها آنچه خواست خدا و مورد رضايت و صلاحديد اوست بدان راه مييابد و از جمله، با ولايت و تدبير الاهي خوف و اميد بدان راه مييابد و متعلق اين دو حالت نفساني را نيز خداوند مشخص و تعيين ميکند. در زيارت پنجم جامعه درباره اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) آمده است:وَلَکمُ الْقُلُوبُ الَّتِي تَوَلَّى اللَّهُ رِيَاضَتَهَا بِالْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ وَ جَعَلَهَا أَوْعِيَه لِلشُّکرِ وَ الثَّنَاء؛[١]«شما را قلبهايي است که خداوند عهدهدار و متصدي تمرين دادن آنها به خوفورجا گرديده و آنها را ظرفهاي شکر و ثناي خويش قرار داده است».
در روايت ديگر از امام رضا(عليه السلام)، دراينباره که ائمه معصومين(عليهم السلام) تسليم خواست و مشيت الاهي هستند و آنچه را خداوند اراده کند و مورد مشيت او قرار ميگيرد، ميخواهند و ميطلبند، آمده است.
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج ١٠٢، باب ٥٧، ص١٦٤، ح ٦.