سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - ٣ مرگ دل ها
گرفته شود، زندگياش آشفته ميگردد و کاملاً روحيه خود را از دست ميدهد و فکر ميکند که دنيا به آخر رسيده است. او به اينکه مردم او را بستايند و در برابرش تعظيم و احترام کنند و با القاب ويژه او را خطاب کنند دلخوش است، اما در اين انديشه نيست که کاري کند که امام زمان(عجل الله فرجه الشريف)، از او راضي گردد و او را تحسين کند.
بايد توجه داشت که دل انسان به يکباره نميميرد و انسان بهتدريج حيات روحاني خويش را از دست ميدهد. ازاينروي، وقتي انسان براي نخستين بار مرتکب گناهي ميگردد، ناراحت و پشيمان ميشود. اما پس از انجام گناه اول، براي انجام گناه دوم آمادگي بيشتري دارد. پس اگر جلوي نفس امّاره را نگيرد و وسوسههاي شيطاني در او اثر گذارد، دست به گناه دوم ميزند و در اين صورت از ميزان پشيماني و ناراحتي او کاسته ميشود. بالأخره با انجام گناهان بيشتر به مرحلهاي ميرسد که نهتنها از ارتکاب گناه پشيمان نميگردد، بلکه خوشحال نيز ميشود که اين همان مرگ دل است. امام باقر(عليه السلام) در ترسيم اين معنا ميفرمايند:
مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَفِي قَلْبِهِ نُکتَه بَيْضَاءُ، فَإِنْ أَذْنَبَ وَ ثَنَّى خَرَجَ مِنْ تِلْک النُّکتَه سَوَادٌ، فَإِنْ تَمَادى فِي الذُّنُوبِ اتَّسَعَ ذَلِک السَّوَادُ حَتَّى يُغَطِّي الْبَيَاضَ، فَإِذَا غَطَّى الْبَيَاضَ لَمْ يَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً، وَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ؛[١] کلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کانُوا يَکسِبُونَ؛[٢] «هيچ مؤمني نيست مگر آنکه در دلش نقطه سفيدي وجود دارد، پس اگر مرتکب گناه شد و دوباره آن را تکرار کرد، نقطه سياهي در آن پديد خواهد آمد و اگر همچنان به گناه خويش ادامه داد، نقطه سياه گسترش مييابد تا آنکه سفيدي قلب را بهکلي ميپوشاند و در اين صورت، صاحب چنين قلبي هرگز بهسوي خوبي
[١] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٧٣، باب ١٣٧، ص٣٦١، ح ٨٨. [٢] مطففين (٨٣)، ١٤.