سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١١ - توبه و انابه وسيله نيل به رحمت الاهي
گذشتهايد و به خود ستم کردهايد] از بخشايش خدا نوميد مباشيد، بهراستي خداوند همه گناهان را ميآمرزد، که اوست آمرزگار و مهربان».
حضرت آنگاه به بعضي از شرايط دعا و نجواي با خداوند، يعني انابت، خضوع و استکانت اشاره ميکنند. «انابه» در لغت همانند «توبه» به معناي رجوع و بازگشت بهسوي خداي سبحان و پشيماني از گناهان است و درباره معناي اصطلاحي آن، در مفردات، چنين آمده است: «رجوع بعد از رجوع را نوب گويند. رجوعي که مکرر انجام گيرد. زنبور عسل را به اين دليل نوب گويند که پيدرپي به کندويش باز ميگردد. حادثه را «نائبه» گويند، چون از شأن آن پيدرپي بودن است».[١] به تعبير ديگر، توبه بازگشت از طبيعت و خوي حيواني بهسوي فطرت پاک انساني است و انابه بازگشت از هرچه غير خداست و رجوع با شراشر وجود بهسوي خالق متعالي است.
مرحوم نراقي دراينباره مينگارد: «بدان که انابه بازگشت و رويکردن به خداست و بريدن از هرآنچه غير اوست با جان و گفتار و عمل، تا آنجا که هماره انسان درباره خدا فکر کند، به ياد او باشد و درصدد انجام طاعات برآيد. پس انابه بالاترين مرتبه توبه است، زيرا توبه رجوع از گناه است و انابه رجوع از مباحات و ازاينرو، انابه از مقامهاي بلند و درجات عالي انسان است».[٢]
در مقابل خضوع و استکانت در برابر مخلوق و براي دنيا که ظاهرش ذلت و خواري و تهي گشتن از کرامت و باطنش خسران و هلاکت است، خضوع و استکانت در پيشگاه ربوبي در ظاهر، اظهار خواري و ذلت است، اما باطن آن عزت و کرامت انسان است و آنچه انسان را به تعالي و عزت نايل ميسازد خضوع و تواضع و فروشکستگي در پيشگاه خداوند است و مقام توبه نصيب کساني ميگردد که در پيشگاه
[١] راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص٨٢٧. [٢] محمدمهدي نراقي، جامع السعادات، ج٣، ص٨٨.