سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣٨ - آثار و نشانه هاي دوستي خدا
اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ؛[١] «همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمدوشد شب و روز خردمندان را نشانههاست».
يکي از نشانههاي عمومي و ساده محبت اين است که محب دوست دارد نام محبوب خود را زياد بشنود و به او زياد توجه پيدا کند و اين آزمون خوبي است براي مدعيان دوستي خدا که اگر با شنيدن اسم خدا و سخنان او خوشحال ميگردند و دوست ميدارند که بيشتر سخنان خداوند را بشنوند و احساس خستگي نميکنند، واقعا خداوند را دوست ميدارند، تا آنجا که خلوت با او و شنيدن سخنان او را بر خلوت با غيرخدا و شنيدن سخنان ديگران ترجيح ميدهند. اما اگر از شنيدن نام خدا و سخنان او احساس خستگي و آزردگي ميکنند و اعتنايي به نام و ذکر الاهي ندارند، در واقع، دل را از محبت ما سوي الله پر ساختهاند و محبتشان به خداوند بسيار اندک است.
همچنين يکي از نشانههاي محبت به خداوند دوستي چيزهايي است که منسوب به خداوند هستند، نظير کعبه و ساير مساجد. محب خدا وقتي چشمش به مسجد ميافتد احساس خوشحالي ميکند و از اينکه دقايقي از وقت خود را در مسجد به سر برد و در آن نماز بخواند لذت ميبرد. اما کسي که خداوند را دوست ندارد، علاقهاي هم به نشانههاي خدا و از جمله مسجد ندارد و بياعتنا از کنار مسجد رد ميشود و سراغ مکانهايي ميرود که در آنها به خوشگذراني و عيشونوش بپردازد.
همچنين يکي از نشانههاي محبت واقعي به خداوند، محبت به اولياي خدا و پيامبران و بهخصوص پيامبر خاتم و اهلبيت آن حضرت، صلوات الله عليهم، که محبوبترين بندگان خدا به شمار ميروند ميباشد؛ تا آنجا که بدون محبت به آنها ممکن نيست به محبت خداوند دست يافت. در زيارت جامعه ميخوانيم:
مَنْ والاکمْ فَقَدْ والَى اللَّهَ، وَمَنْ عاداکمْ فَقَدْ عادَ اللَّهَ، وَمَنْ اَحَبَّکمْ فَقَدْ
[١] آلعمران(٣) ، ١٩٠.