سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٨ - بهره مندي از نعمت ها و واکنش هاي رواني و رفتاري انسان
نهاده است. وقتي کسي به ديگري خدمتي ميکند و نيازي از او برطرف ميسازد، علاوه بر التذاذ و انبساط خاطر در کسي که نيازش برطرف شده، وي نسبت به کسي که به او خدمت کرده و نيازش را برطرف ساخته احساس خوشايندي پيدا ميکند که به آن احساس رضايت گفته ميشود. برخلاف آن دو حالت و احساس قبلي که متعلق نداشتند، اين احساس و حالت نسبي است و متعلق دارد و متعلق آن کسي است که چيزي را در اختيار انسان قرار داده و نيازي را از او برطرف ساخته است. اين احساسِ رضايتْ فطري و طبيعي است و در انسانهايي که بر مدار انسانيت هستند پديد ميآيد و در پي اين حالت، انسان نسبت به کسي که خدمتي به او کرده و متناسب با ارزش آن خدمتْ احترام و حرمت خاصي را منظور ميدارد.
پس از آنکه احساس احترام نسبت به کسي که خدمتي به انسان کرده پديد آمد، انسان ميکوشد که آن احساس احترام دروني را بهوسيله جوارح و اندام خود بروز دهد و متناسب با آداب و رسوم عرف و جامعه خود و به انحاي گوناگون، افراد آن حالت را بروز ميدهند. اولين واکنش رفتاري در مقام سپاسگزاري و قدرداني از ديگران، سپاس و تشکر بهوسيله زبان است که اين اولين واکنش رفتاري در برابر خدمتي است که به انسان شده است. پس از آن، متناسب با آداب و رسوم جوامع گوناگون حرکتها و رفتار خاصي بهعنوان قدرداني و سپاسگزاري انجام ميپذيرد. برخي در اين مقام، دست بر سينه مينهند، برخي از مردم و جوامع سرشان را خم ميکنند و برخي از مردم کف دو دست را در مقابل سينه روي هم ميگذارند، و برخي تا زانو خم ميشوند. در شرع مقدس نيز نهايت ادب و حالت قدرداني و سپاس از خداوند به افتادن بر خاک و نهادن صورت بر آن محقق ميگردد. امام صادق(عليه السلام) دراينباره فرمودند:
إِذَا ذَکرَ أَحَدُکمْ نِعْمَه اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُکراً لِلَّهِ. فَإِنْ کانَ رَاکباً فَلْيَنْزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ، وَإِنْ لَمْ يَکنْ يَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ