سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٦ - خودخواهي و بي بندوباري عامل سر برتافتن از حق
قوي و محکمي داشته است. اندکشمارند کساني که بدون پيشداوري و بدون جانبداري با هر موضوع و مسئله برخورد کنند و اگر دليل محکم و قاطع بر مسئلهاي يافتند آن را بپذيرند و اگر فاقد دليل بود رد کنند. همانطور که اين روش در ارتباط با برخي از مسائل جاري و ساري است، مثلاً وقتي يک مسئله رياضي به يک دانشآموز عرضه ميشود، او کشش و گرايش به جواب خاصي ندارد و ميکوشد با راه حل دقيق به جواب صحيح دست يابد.
خداوند بيبندوباري و آزادي بيحد و مرز در تأمين خواستههاي دل و هواهاي نفساني را عامل اساسي عدم تمکين از حق و سرباززدن از معاد و فرجام اخروي رفتار معرفي ميکند و ميفرمايد:
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَه * وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَه * أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ * بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ * بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ * يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَه؛[١] «سوگند ميخورم به روز رستاخيز و سوگند ميخورم به نفس سرزنشگر [که آدمي را به روز رستاخيز برميانگيزيم]. آيا آدمي ميپندارد که استخوانهايش را فراهم نخواهيم کرد؟ چرا [آنها را گرد ميآوريم] درحاليکه تواناييم براي اينکه سر انگشتان او را هم درست کنيم. بلکه آدمي ميخواهد فراپيش خود [يعني در آينده نيز] بدکاري کند. ميپرسد: روز رستاخيز کي خواهد بود؟»
مشکل اساسي مردم با انبيا بر سر مسئله معاد بوده است و آنان بهراحتي نميتوانستند باور کنند که انسان پس از مرگ دوباره زنده ميشود. اين ازآنروست که باور معاد و حيات مجدد انسان مسئوليت آنان را سنگين ميکند و آن اعتقاد مانع بيبندوباري و تمکين از خواستههاي دل ميگردد. اگر کسي دين را پذيرفت و قيامت و معاد را قبول
[١] قيامت (٧٥)، ١ـ٦.