سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٩ - حقيقت خشيت از خداوند
خود آمد، گفت: [بار خدايا،] تو پاک و منزهي [از اينکه با چشم ديده شوي] به تو بازگشتم و من نخستين باوردارندهام».
ما وقتي به سيره و حالات رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) مينگريم، درمييابيم که آنان در مقام مناجات و راز و نياز و مواجهه با عظمت و جلال الهي، حد اعلاي خشيت را به ظهور ميرساندند تا آنجا که گاهي از خشيت خدا بيهوش ميگرديدند. دراينباره روايات فراواني وارد شده است و از جمله درباره امام سجاد(عليه السلام)، وارد شده: کان عليبنالحسين(عليه السلام) إِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاه إقْشَعَرَّ جِلْدُهُ وَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ ارْتَعَدَ کالسَّعَفَه؛[١] «امام سجاد(عليه السلام) همواره چنان بود که به هنگام رسيدن وقت نماز پوست بدنش به لرزه ميافتاد و رنگش زرد ميگشت و چون شاخه نخل به خود ميلرزيد».
همچنين در روايتي درباره امام مجتبي(عليه السلام) آمده است:
أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(عليه السلام) کانَ إِذَا تَوَضَّأَ ارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُهُ وَاصْفَرَّ لَوْنُهُ، فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِک فَقَالَ، حَقٌّ عَلَى کلِّ مَنْ وَقَفَ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّ الْعَرْشِ أَنْ يَصْفَرَّ لَوْنُهُ وَتَرْتَعِدَ مَفَاصِلُهُ؛[٢] «همانا امام حسن مجتبي(عليه السلام) چنان بود که وقتي وضو ميگرفت بندبند وجودش به لرزه ميافتاد و رنگش زرد ميگشت، دراينباره از حضرت سؤال شد آن حضرت فرمود: هرکس که در پيشگاه پروردگار عرش قرار گيرد شايسته است که رنگش زرد گردد و بندبند وجودش به لرزه افتد».
بيترديد چنين حالت خشيتي ناشي از ترس از گناه و عذاب الاهي نبوده، بلکه ناشي از درک عظمت الاهي و تجلي جلال معبود در آن حضرات بوده که به عاليترين مراتب معرفت الاهي نايل آمده بودند و طبيعي است کساني با آن معرفت متعالي وقتي با عظمت و جلال الاهي روبهرو ميگردند، از شدت خشوع و خشيت به خود بلرزند و دهشت آنان را فرا گيرد.
[١] محدث نوري، مستدرک الوسائل، ج١، باب٤٧، ص٣٥٥، ح٤٢١٣. [٢] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٤٣، باب١٦، ص٣٣٩، ح١٣.