سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٢ - قصور و کوتاهي انسان در شکرگزاري از خدا
متناسب با آنچه در اختيارش قرار گرفته انجام دهد و اگر امکان جبران آن خدمت بزرگ برايش فراهم نيست، سخناني حاکي از سپاسگزاري و حقشناسي و تلاش براي جبران آن خدمت بزرگ بر زبان جاري سازد و اظهار محبت و شرمساري کند تا حق لطفي که به او شده انجام داده باشد. اما پرواضح است که ما نميتوانيم شکر بايسته و شايسته نعمتهاي خداوند را انجام دهيم و شکر ما هرچند از نظر کميت و کيفيت زياد به چشم آيد، در برابر نعمتهاي الاهي بسيار حقير و ناچيز است. حتي قدرداني و شکر نعمتهايي که بهظاهر به چشم نميآيند و در مقايسه با ساير نعمتها کوچک جلوه ميکنند از ما بر نميآيد و بههيچوجه نميتوانيم قدر و ارزش آنها را بشناسيم. بهعنوان نمونه يکي از نعمتهاي خدا که بهندرت ما به آن توجه مييابيم، تارهاي صوتي است که خداوند در حنجره ما قرار داده و امکان سخن گفتن را براي ما تسهيل ميسازند. حال اگر به هر دليلي اين تارهاي صوتي آسيب ببينند، انسان نميتواند بهوضوح سخن گويد و تنها صداهاي ناموزون و نامفهوم از دهان انسان خارج ميشود و در نتيجه ارتباط کلامي انسان با ديگران برقرار نميگردد. آنگاه هرکسي که تارهاي صوتياش آسيب ديده در حد وسع و توان مالياش درصدد رفع آن ناراحتي برميآيد و براي مداوا و در صورت لزوم براي جراحي حنجره خود اقدامات لازم را انجام ميدهد و گاه چندين بيمارستان عوض ميکند و چندين ميليون تومان خرج ميکند. حتي اگر از امکانات پزشکي و دانش پزشکي داخل کشور نتيجه نگرفت، اگر از سرمايه مالي مناسبي برخوردار باشد، براي ادامه معالجه به خارج سفر ميکند و بدان اميد که سلامتي خود را باز يابد و مشکل تارهاي صوتي او مرتفع گردد، هر قدر که بتواند خرج معالجات خود ميکند. اکنون که خداوند چنين نعمتي را رايگان در اختيار ما نهاده، ما بايد بنگريم که چه وظيفهاي در قبال آن داريم. آيا سزاوار است که از اين نعمت الاهي سوءاستفاده کنيم و مثلاً به پدر و مادر خود دشنام دهيم و با آنها تندي کنيم؟ آيا سزاوار است که دروغ بگوييم و تهمت بزنيم و غيبت کنيم و حرفهاي لغو و بيهوده بر زبان جاري سازيم؟