سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٨ - شفاعت از منظر اسلام
آنان را بر خواست و نظر خود ترجيح دهد. از اين منظر، هيچ ارادهاي جز اراده خداوند در عالم نافذ و جاري نيست و تا خداوند به انبيا، فرشتگان، شهدا و اولياي خود اجازه ندهد آنان حق سخن گفتن ندارند، چه رسد که بدون اجازه خداوند شفاعت کنند. پس چه شفاعت را در دنيا و آخرت ساري و جاري بدانيم و چه آن را به آخرت اختصاص دهيم که همه مسلمين بر آن اجماع دارند، شفاعت از مجراي اراده و خواست خداوند انجام ميپذيرد و خداوند مالک و حاکم هستي است و اين معنا بهخصوص در آخرت که در آن از مالکيت ظاهري غيرخدا که در دنيا وجود داشت نيز خبري نيست، براي همگان روشن ميگردد و همه درمييابند که حاکم و مالک حقيقيِ هستي خداست: يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْک الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛[١] «روزي که نمايان شوند، هيچچيز از آنان بر خدا پوشيده نباشد، [و ندا آيد که] امروز پادشاهي که راست؟ خداي راست، آن يگانه بر همه چيره».
در آن عرصه که سلطنت و حاکميت مطلق از آنِ خداست، کسي بدون اجازه خداوند سخن نميگويد: يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِکه صَفًّا لَّا يَتَکلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا؛[٢] «در روزي که روح [فرشته همراه وحي] و فرشتگان به صف ايستند، سخن نگويند مگر کسي که خداي رحمان او را اجازه دهد و سخن درست گويد».
در سراي آخرت که قدرت و سلطنت از آنِ خداست و تنها اراده و خواست خداوند حاکم و جاري است، کسي بدون اجازه خدا و جز براي کساني که خداوند به شفاعت در حق آنان راضي گشته است، شفاعت نميکنند. خداوند دراينباره فرمود: مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ ...؛[٣] «کيست آنکه جز به خواست و فرمان او نزد وي شفاعت کند؟»
[١] غافر (٤٠)، ١٦. [٢] نبأ (٧٨)، ٣٨. [٣] بقره (٢)، ٢٥٥.