سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - تفکيک اميد صادق از اميد کاذب
اگر ايمان واقعي و حقيقي نيز داشته باشد، معلوم نيست تا دم مرگ ايمانش باقي بماند و آن را سالم به منزل مقصود برساند. حتي کسي که با ايمان از دنيا ميرود و مستحق شفاعت ميگردد، ممکن است به جهت گناهاني که مرتکب گشته در عالم برزخ کيفر شود؛ و در قيامت نيز ممکن است پس از گذراندن مواقفي از جهنم و تحمل عذابهاي الاهي طي سالياني دراز، مشمول شفاعت گردد و از ساير عذابهايي که استحقاق آنها را دارد رهايي يابد.
حاصل آنکه: گنهکاري که مؤمن باشد و تا دم مرگ ايمانش پايدار بماند، زمينه بهرهمندي از شفاعت در او فراهم است و ممکن است مورد شفاعت قرار گيرد. اما درصورتيکه فاقد ايمان باشد و عقايد، اخلاق و اغلب کردار او مورد رضايت خداوند نباشد، زمينه بهرهمند گشتن از شفاعت در او فراهم نيست و حتي شفاعت پيامبران خدا و فرشتگان مقرب و معصوم نيز سودي به حالش نخواهد داشت. خداوند ميفرمايد: وَکم مِّن مَّلَک فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى؛[١] «و بسا فرشتگاني در آسمانها که شفاعتشان هيچ سود نکند، مگر پس از آنکه خداي براي هر [شفيع يا براي هر انساني] که بخواهد و پسندد، اجازه دهد».
تفکيک اميد صادق از اميد کاذب
اگر کسي داراي ايمان واقعي باشد و درصدد باشد که ايمانش را تا دم مرگ پاس دارد و درعينحال اميد به شفاعت داشته باشد، اميد او صادق و عقلپسند است؛ چون او با فرض تحقق اسباب و شرايط بهرهمندي از شفاعت بدان اميد دارد. اما اگر از ته دل به خداوند و دستورات او ايمان ندارد و اسباب و شرايط بهرهمندي از شفاعت را در خود فراهم نياورده است و درعينحال اميد به شفاعت دارد، آن اميد کاذب است. حتي اگر
[١] نجم (٥٣)، ٢٦.