سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٥ - بازشناسي نفس امّاره
افسرده و پژمرده است و از حرکت و کوشش بازميايستد و حيات و زندگي براي او بيمعنا ميگردد. اما اگر اميد و آرزو از حد گذشت و متوجه اهداف دستنايافتني گشت و يا باعث سلب توجه انسان به کمال و اهداف اصلي و باعث توجه به امور فاني و زودگذر مادي گشت، انسان را از حيات برين اخروي و سعادت دنيا و آخرت بازميدارد. آرزوهاي دورودراز انسان را به خود مشغول ميسازند و او را در عالم خيالپردازي غرق ساخته از پرداختن به هدف نهايي حيات و زندگي بازميدارد. با توجه به خطري که آرزوهاي طولاني براي انسان دارد، امير مؤمنان(عليه السلام) به ما هشدار ميدهند که در ورطه خيالپردازي و دام آرزوهاي دورودراز نيفتيم و ميفرمايند:أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْکمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَه؛[١] «اي مردم، از دو چيز بيش از هر چيز بر شما ترسانم: پيروي از هواي نفس و آرزوي دراز. اما پيروي از هواي نفس و اطاعت از شهوات، آدمي را از حق جدا ميکند و از برکات آن محروم ميسازد، و اما آرزوي دراز، رستاخير را از ياد ميبرد».
٨ و ٩.إن مَسَّها الشرُّ تَجْزَعْ وإن مَسَّها الخيرُ تَمْنَعْ؛«اگر شر و بدي به او رسد بيتابي کند و اگر خيري به او رسد خودخواهانه از احسان بازايستد». انساني که صرفاً به بُعد حيواني خويش ميپردازد و بر مدار عقلانيت و پيام فطرت گام برنميدارد، کمطاقت و سبکسر است و ازاينروي، وقتي با خسارت مالي و جاني مواجه ميشود و سختي و بلا ميبيند، صبر و طاقت از دست ميدهد و بيتابي ميکند. اما آنگاه که خير و منفعتي به او ميرسد، از روي خودخواهيْ آن خير و دارايي را براي خود حفظ ميکند و در اختيار ديگران قرار نميدهد. اين دو ويژگي نفس انسان در قرآن اين گونه آمده است: إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا * إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا * وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ
[١] نهج البلاغه، خطبه ٤٢.