سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - بازشناسي نفس امّاره
حاکم است، هيچکس نميتواند به مدد و کمک کسي برخيزد که مورد خشم خداوند قرار گرفته و او را از هلاکت و بدبختي برهاند. وقتي خطري متوجه کسي ميشود، ديگران به کمک او ميشتابند و از روي ترحم و دلسوزي ميکوشند که او را از خطر برهانند. اما کسي که با پيروي هواي نفس خود را در معرض هلاکت قرار داده، چنان خوار و ذليل ميگردد که هيچکس به او توجه نميکند و چون خداوند به او اعتنايي ندارد و مقدر کرده که از آن فرجام شوم نرهد، ديگران نيز نميتوانند به او کمک کنند، بلکه او علاوه بر خداوند نزد بندگان خدا نيز خوار و ذليل ميگردد. درباره اين فرجام شوم هواپرستي، امير مؤمنان(عليه السلام)فرمودند:إذا غَلَبَتْ عليکم أهواؤُکم أوَرَدَتْکمْ مَوارِدَ الْهَلَکه؛[١] «آنگاه که هواهاي نفساني بر شما چيره گشت، شما را به جايگاههاي هلاکت وارد ميسازد».
٦. کثيره العلل؛ در سر باز زدن از اطاعت خدا بهانهساز و توجيهگر است. نفس علاوه بر آنکه به بدي فرمان ميدهد و انسان را به گناه و معصيت وادار ميسازد، درصدد توجيه خطاها برميآيد و سعي ميکند قبح و زشتي خطاها را از ديد انسان پنهان سازد. انسان را به غيبت کردن واميدارد و آن غيبت را از موارد مجاز ميشمارد. انسان را به دروغ گفتن واميدارد و آن دروغ را مصلحتي معرفي ميکند. بيترديد سنگيني و قبح توجيه گناه از خود گناه بيشتر است، چون اگر گنهکار به قبح و زشتي گناه واقف باشد، درصدد توبه و جبران برميآيد؛ اما وقتي با توجيهگري گناه موجه جلوه داده شد و قبح و زشتي آن از نظر انسان پنهان ماند، راه توبه به روي انسان سد ميشود و عزم انسان بر انجام گناه راسختر ميگردد.
٧. طويله الامل؛ درازآرزوست. اميد زمينهساز تداوم حيات و عامل حرکت و پويش و کوشش انسان براي دستيابي به اهداف و مقاصد زندگي است. انسان بدون اميد،
[١] همان، ص٣٦٠.