دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٥ - ٢/ ١٢ بخشندگى
٤١٧٣. ربيع الأبرار، كوفى به نقل از محمّد بن حنفيّه: پدرم (على ٧) شبانگاه، قنبر را صدا مىزد و آرد و خرما بر دوشش مىنهاد و به درِ خانههايى كه مىشناخت، مىرفت و كسى را از آن آگاه نمىكرد. به وى گفتم: پدرم! چرا اين اموال را در طول روز (علنى) به آنان نمىدهى؟ فرمود: «پسرم! صدقه مخفى، خشم پروردگار را خاموش مىكند».
٤١٧٤. المناقب، كوفى به نقل از محمّد بن حنفيّه: هرگاه غلّههاى پدرم كه رضوان الهى بر او باد از زمينش مىرسيد، خوراك خود، خانواده و مادرانِ فرزندانش را برمىداشت، خوراك حسن و حسين ٨ را مىداد، خوراك مرا مىداد و به هركس از فرزندانش كه حاضر بودند، مىداد، به عقيل و پسرانش، به فرزندان جعفر، به امّ هانى و فرزندانش و به همه فرزندان عبدالمطّلب اگر نيازمند بودند، مىبخشيد و به ديگر بنى هاشم و فرزندان مطّلب بن عبد مناف، فرزندان نوفل بن عبد مناف و به گروهى از قريشيان كه نيازمند به بخشش بودند و خانوادههاى انصار و ديگران مىبخشيد، به گونهاى كه براى وى كه خشنودى و مغفرت خدا بر او باد چيزى باقى نمىماند. هيچ كس از او چيزى نمىخواست، جز آن كه با اجابت درخواستش او را بازمىگردانْد.
٤١٧٥. ربيع الأبرار: بياباننشينى به نزد على ٧ آمد و گفت: اى امير مؤمنان! در خانهام نه حيوان كُركدارى هست و نه پشمدارى؛ نه گوسفندى دارم و نه شترى.