دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧ - بحثى پيرامون امام على در شعر
پيامبر خدا كه پيامآور آزادى و كرامت انسانى بود فرموده است:
بر چهره مدّاحان، خاك بپاشيد.
و براى نشان دادن نهايت زشتى و پلشتى ستايش جبّاران و زرمداران فرموده است:
هرگاه نابكارى ستوده شود، عرش خدا به لرزه در مىآيد و پروردگار، خشمناك مىشود.
امّا از سوى ديگر، چون شاعرى حق را مىسرود و مكرمتى انسانى را فرياد مىكرد، او را مىستود، دعايش مىكرد و او را ارج مىنهاد، چنانكه چون برخى از ابيات قصيده رائيّه نابغه جَعْدى را شنيد، وى را دعا كرد و فرمود:
خداوند، كامت را شيرين كند!
از كهنترين روزگاران، بودند شاعرانى كه مدح ستم و ستمبارگى را بر نمىتابيدند و ستايش تاريكىها و تاريكىآفرينان را نمىپسنديدند، حماسههاى بزرگوارى، بزرگى و شكوه را مىسرودند و زيبايىها، روشنايىها و روشنايىآفرينان را مىستودند و هماره سر بر آستانه خورشيد مىنهادند. چنين بودند شاعرانى كه در دامنه قلّه برافراشته شخصيت مولى الموحّدين، اميرالمؤمنين، على بن ابى طالب ٧ ايستادند و آن كوهسار بلند كرامت را كه تمام ارزشهاى والاى انسانى الهىاز آن سرچشمه مىگيرد ستودند و والايىها، بلندىها، شجاعتها و شهامتها، عظمتها و رزمها، عبادتها و دلسپردگىهاى آن امامِ عابدان را به واژهها سپردند و به نسلها و عصرها ارزانى داشتند.
توصيف، بزرگدارى و تبيين ابعاد شخصيت مولا ٧ و گزارش حضور حقمدارانه آن امامِ حقمداران و پيشواىِ پاكنگران در شعر شاعران، بسى شورانگيز و هيجانبار است. از جلوههاى والاىِ اين بزرگدارىها و يادهاى بِشكوه، يادِ صحنه شكوهمند «غدير خم» در شعر شاعران است و از همان لحظه پايان جريان كه حسّان به پا خاست و سرود: پيامبرشان در روز غدير در خُم، ندايشان داد/ اينك به نداى رسول، گوش فرا ده» تا به امروز، شاعران، صدها مثنوى، چكامه و قطعه در جاودانه سازى آن ابلاغ عظيم، سرودهاند.