دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٠ - ٩/ ٣ ابو جعفر حسنى
ونَفسا غَيرَ مُنقَسِمَةٍ ولا مُتَجَزِّئَةٍ، و أن لا يَكونَ بَينَ بَعضِ هؤُلاءِ وبَعضٍ فَرقٌ ولا فَضلٌ، لَولا أنَّ اللّهَ تَعالى اختَصَّ مُحَمَّدا ٦ بِرِسالَتِهِ، وَاصطَفاهُ لِوَحيِهِ، لِما يَعلَمُهُ مِن مَصالِحِ البَرِيَّةِ في ذلِكَ، ومِن أنَّ اللُّطفَ بِهِ أكمَلُ، وَالنَّفعَ بِمَكانِهِ أتَمُّ و أعَمُّ.
فَامتازَ رَسولُ اللّهِ ٦ بِذلِكَ عَمَّن سِواهُ، وبَقِيَ ما عَدَا الرِّسالَةَ عَلى أمرِ الِاتِّحادِ، وإلى هذَا المَعنى أشارَ ٦ بِقَولِهِ: «أخصِمُكَ بِالنُّبُوَّةِ؛ فَلا نُبُوَّةَ بَعدي، وتَخصِمُ النّاسَ بِسَبعٍ» وقالَ لَهُ أيضا: «أنتَ مِنّي بِمَنزِلَةِ هارونَ مِن موسى إلّا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي» فَأَبانَ نَفسَهُ مِنهُ بِالنُّبُوَّةِ، و أثبَتَ لَهُ ما عَداها مِن جَميعِ الفَضائِلِ وَالخَصائِصِ مُشتَرَكا بَينَهُما.[١]
٣٩٥٢. شرح نهج البلاغة في ذِكرِ كَلامِ أبي جَعفَرٍ الحَسَنِيِّ فِي الأَسبابِ الَّتي أوجَبَت مَحَبَّةَ النّاسِ لِعَلِيٍّ ٧: كانَ أبو جَعفَرٍ لا يَجحَدُ الفاضِلَ فَضلَهُ، وَالحَديثُ شُجونٌ.
قُلتُ لَهُ [أبي جَعفَرٍ] مَرَّةً: ما سَبَبُ حُبِّ النّاسِ لِعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ٧، وعِشقِهِم لَهُ، وتَهالُكِهِم في هَواهُ؟ ودَعني فِي الجَوابِ مِن حَديثِ الشَّجاعَةِ وَالعِلمِ وَالفَصاحَةِ، وغَيرِ ذلِكَ مِنَ الخَصائِصِ الَّتي رَزَقَهُ اللّهُ سُبحانَهُ الكَثيرَ الطَّيِّبَ مِنها.
فَضَحِكَ وقالَ لي: كَم تَجمَعُ جَراميزَكَ[٢] عَلَيَّ!
ثُمَّ قالَ: هاهُنا مُقَدِّمَةٌ يَنبَغي أن تُعلَمَ؛ وهِيَ أنَّ أكثَرَ النّاسِ مَوتورونَ مِنَ الدُّنيا، أمَّا المُستَحِقّونَ فَلا رَيبَ في أنَّ أكثَرَهُم مَحرومونَ، نَحوُ عالِمٍ يَرى أنَّهُ لا حَظَّ لَهُ
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ ؛ ج٩ ؛ ص١٠١
داشته باشند.
و اگر نبود كه خداوند متعال، محمد ٦ را به پيامبرىاش ويژه ساخت و براى وَحيَش برگزيد، به خاطر مصالح مردم كه در اين كار مىديد و به خاطر اين كه لطف به وى كاملتر، و بهرهورى در آن جايگاه، بيشتر و فراگيرتر بود، بين هر كدام با ديگرى فرق و فضلى نبود.
بنا بر اين، پيامبر خدا به همين خاطر، نسبت به ديگران برترى يافت و در غير رسالت، آنان يكى بودند و پيامبر خدا به همين موضوع، در سخن خود اشاره مىكند كه: «من بر تو به خاطر نبوّتم برترى دارم و پيامبرى پس از من نيست و تو به هفت ويژگى بر مردم برترى دارى» و همچنين در سخن خود به او فرمود: «تو نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى ٧ هستى، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست». بنا بر اين، با نبوّت، خود را از او جدا كرد و بجز نبوّت، همه فضايل و ويژگىها را به صورت مشترك، بينشان اثبات كرد.[٣]
٣٩٥٢. شرح نهج البلاغة در يادكردِ سخن ابو جعفر حسنى درباره انگيزههايى كه موجب شده است مردم، على ٧ را دوست بدارند: ابو جعفر، فضل شخص فاضل را انكار نمىكرد و اين سخن، سرِ دراز دارد.
يك بار به وى (ابو جعفر) گفتم: علّت علاقهمندى مردم به على بن ابى طالب ٧ و عشق آنان به وى و فنا شدنشان در عشق او چيست؟ در پاسخِ من، از شجاعت و دانش و فصاحت و ويژگىهاى خوب بسيارى كه خداوند به وى ارزانى داشته است، سخن مگو.
خنديد و گفت: چهقدر عليه من آماده شدهاى!
و آنگاه افزود: براى بحث، پيشْدرآمدى است كه نخست بايد بدانى و آن اين كه بيشتر مردم، از دنيا بىبهره هستند؛ چون ترديدى نيست كه اكثر مستحقّان بهرورى از
[١] شرح نهج البلاغة: ج ١٠ ص ٢٢١. راجع: ج ٨ ص ٢٢٨( تخصم الناس بسبع).
[٢] الجَراميز: قيل: هي اليدان والرجلان، وقيل: هي جُملة البدن( النهاية: ج ١ ص ٢٦٣« جرمز»).
[٣] نيز، ر. ك: ج ٨ ص ٢٢٩( در هفت چيز بر مردم، برترى مىجويى).