دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤١ - ٢/ ١٥ جمع بين اضداد
كردند؛ ولى در على ٧ نقصى وجود نداشت كه با خلافت، آن را رفع كند؛ بلكه خلافت در خودْ نقصى داشت كه با به خلافت رسيدن على ٧، آن نقص برطرف شد.
و از جمله چيزهاى شگفتْ آن كه شجاعان و اهل خون و كشتار، معمولًا كمگذشت و دور از عفوند؛ چون سينهاى پُر حرارت و دلى ملتهب دارند و قوّت خشم در آنان، شديد است؛ ولى با آن خونريزىهاى فراوان على ٧، چگونگى حلم و گذشت و چيرگى او را بر هواى نفس، خوب مىدانى و نيز كارى را كه در جنگ جمل انجام داد و مهيار ديلمى، آن را نيك بيان كرده است:
آنگاه كه سنگِ آسياب ستمشان عليه خود آنان چرخيد
و تيغِ سرزنش بر آنان فرود آمد
به گذشتِ آن بزرگوارِ خوى گرفته به گذشت، پناه آوردند
تا عذر آنان را پذيرا گردد.
پارهاى از آنان كه از جنگ جان سالم به دربردند، نجات يافتند
و گروهى از آنان كه گرفتار شمشير گشتند، نابود شدند.
خويشاوندى، آنان را در خود گرفت و آتش خشم
شعله نكشيد و كينهها برآورده نشد.
و از جمله شگفتىها آن كه ما هرگز شجاعِ بخشنده نديدهايم. عبد اللّه بن زبير، فردى شجاع بود؛ ولى بخيلترينِ مردم بود. پدرش زبير نيز شجاع بود؛ ولى خسيس بود و عمر به وى گفت: اگر به خلافت برسى، مردم بطحا براى صاع و مُدّى غذا خواهند جنگيد.
على ٧ مىخواست عبد اللّه بن جعفر را به سبب اسراف در مالش محجور اعلام كند. عبد اللّه حيلهاى به كار بست و زبير را در اموال و تجارتش شريك گردانْد. على ٧ فرمود: «اكنون به پناهگاهى پناه جُسته است» و او را محجور اعلام نكرد.