دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١١ - ٢/ ١٢ بخشندگى
هر گاه مىخواست خورش بر غذايش بيفزايد، سركه و يا نمك را خورش مىكرد، و هر گاه از اين حالتْ پا فراتر مىنهاد، سبزى خوردن را بدان مىافزود و اگر از اين هم بيشتر مىشد، كمى شير شتر، خورش غذايش بود.
گوشت را جز به مقدار اندك نمىخورد و مىگفت: «شكمهاى خود را گورستان حيوانات قرار ندهيد». با اين همه، قوىترينِ مردم بود و از نظر توان، بزرگترين آنان. گرسنگى از توانش نمىكاست و كمخورى، طاقت او را كم نمىساخت.
او همان است كه دنيا را طلاق داد، در حالى كه دارايىها از سرتاسر جهان اسلام، بجز شام، به سوى او مىآمد و آنها را بخش مىكرد و مىپراكنْد و آنگاه مىفرمود:
«اين، دستچين من و بهترين آن است
در حالى كه هرميوهچين، دستش به دهان خودش است [و خود مىخورد]».[١]
ر. ك: ج ١٠ ص ٢٩٣ (پيشواى مستضعفان).
و ص ٣٥٣ (صدقههاى على).
٢/ ١٢
بخشندگى
٤١٦٧. پيامبر خدا ٦: على ... در اسلام آوردن، پيشتازترينِ مردم و در بخشش، دست و دلبازترينِ آنان است.
٤١٦٨. پيامبر خدا ٦ به على ٧: تو ... در بخشش، بخشندهترينِ آنان و در دنيا، زاهدترينشان هستى.
[١] اين شعر از عمرو بن عدى است كه تبديل به مَثَل شده است. وى در كودكى همراه خدمتگزاران پادشاه وقت( جذيمه ابرَش) براى جمع آورى قارچ، راهى بيابان مىشد. خدمتگزاران پادشاه، هرگاه قارچ خوبى پيدا مىكردند، خودشان مىخوردند و قارچهاى نامرغوب را براى پادشاه مىآوردند؛ امّا عمرو بن عدى چنين نمىكرد و همه آنها را براى پادشاه مىآورد و اين شعر را مىسرود و منظورش آن بود كه خوب و بد را هر چه هست، آورده است و مثل ديگر جمعكنندگان قارچ، خوبها را خود نخورده است.( م)