دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٩ - ٢/ ١١ زينت زهد
٤١٦٣. مقتل أمير المؤمنين به نقل از قبيصة بن جابر: در دنيا از على بن ابى طالب زاهدتر نديدم.
٤١٦٤. الكامل فى التاريخ به نقل از حسن بن صالح: نزد عمر بن عبد العزيز از زاهدانْ سخن به ميان آمد. عمر گفت: زاهدترينِ مردم در دنيا، على بن ابى طالب بود.
٤١٦٥. شرح نهج البلاغة: او (على ٧) كسى بود كه بيت المال را جارو مىزد و در آن، نماز مىگزارد. او همان بود كه مىگفت: «اى طلاها و نقرهها! غير من را بفريبيد». او همان بود كه ميراثى از خود به جاى نگذاشت، در حالىكه همه دنيا [ى اسلام] بجز شام، در دستش بود.
٤١٦٦. شرح نهج البلاغة: امّا زهد در دنيا؛ او سرورِ زاهدان و قهرمانِ قهرمانان است كه [براى فراگيرى] به سوى او كوچ مىشود و ترك منزل مىگردد. هرگز از غذا سير نشد و خوراك و پوشاكش، در ميان مردم، از همه نامُلايمتر بود.
عبداللّه بن ابى رافع گفت: در روز عيد بر او (على ٧) وارد شدم. كيسهاى مُهر شده آورد. در درون آن، نان جوينِ خشكِ كوبيده يافتيم. آن را پيش داشت و خورد.
گفتم: اى امير مؤمنان! چرا آن را مُهر مىكنى؟
گفت: «از اين دو پسرم در بيمم كه آن را به چربى و روغن، آغشته كنند».
لباسش گاه با پوست و گاه با ليف خرما پينه شده بود. كفشهايش از ليف خرما بود. همواره كرباس زِبْر مىپوشيد. هرگاه آستين آن را بلند مىيافت، آن را با تيغى كوتاه مىكرد و خياطى نمىكرد و آن قدر از لباسش استفاده مىكرد كه پود آن مىرفت و فقط تار آن مىماند.