دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - ٧/ ١٧ نعيم بن دجاجه
آورد! سخن تو را اى اميرمؤمنان شنيديم. تو درست گفتى و موفّق بودى. تو پسر عموى پيامبر ما، و داماد و وصىّ اويى. اوّلين كسى هستى كه او را پذيرفتى و با وى نماز گزارْدى، در همه جنگهاى او حضور داشتى، و در همه آنها، برترى از آنِ تو نسبت به همه امّت است. هر كس تو را پيروى كرد، به نصيبش رسيد و به پيروزى مژده داده شد، و هر كس تو را نافرمانى كرد و از تو روى گردانْد، به جايگاهش در سياهچال جهنم بازگشته است.
به جانم سوگند اى اميرمؤمنان كه جريان طلحه، زبير و عايشه برايمان دور از ذهن نبود. آن دو مرد، در جريانى قدم گذاشتند و بدون آن كه تو چيزى انجام دهى و يا ستمى كرده باشى، از تو جدا شدند. اگر آن دو مىپندارند كه خون عثمان را مىخواهند، بايد نخست از خود بخواهند؛ چرا كه آن دو اوّلين كسانى بودند كه مردم را عليه او شوراندند و به ريختن خونش واداشتند، و خدا را گواه مىگيرم كه اگر آن دو به بيعتى كه از آن بيرون رفتند، دوباره وارد نشوند، آن دو را هم به عثمان ملحق خواهيم ساخت؛ چرا كه شمشيرهايمان بر دوشمان است و دلهايمان در سينههايمان، و ما امروز، همان گونهايم كه ديروز بوديم.
٧/ ١٧
نُعَيم بن دجاجه
٣٩١٠. امام صادق ٧: اميرمؤمنان در مورد سخنى كه بِشْر بن عُطارِد تميمى گفته بود، كسى را در پىِ او فرستاد. وقتى فرستاده اميرمؤمنان در جمع بنى اسد به دنبال او رفت و او را گرفت، نعيم ابن دجاجه اسدى برخاست و او را آزاد كرد. اميرمؤمنان به سوى وى فرستاد. او را آوردند و فرمود تا او را بزنند. نعيم گفت: به خدا سوگند، كنار تو بودن، موجب خوارى است و از تو جدا شدن، كفر است.
[امام صادق ٧ فرمود:] وقتى كه على ٧ اين سخن را از او شنيد، گفت: «اى نعيم! از تو گذشتيم. خداوند متعال مىگويد: «بدى را به شيوهاى نيكو دفع كن». امّا سخن تو كه گفتى:" بودن در كنار تو خوارى است"، گناهى است كه انجام دادى، و سخن تو كه گفتى" جدايى از تو كفر است"، ثوابى است كه به دست آوردى، و اين در برابر آن».