دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٢ - ١٠/ ٥٥ وصال شيرازى
|
لكن به چنين خاطر قادر نتوان گفت |
دم در كش و يكباره مَيا از درِ گفتار.[١] |
|
١٠/ ٥٥
وصال شيرازى[٢]
٣٢. وصال شيرازى، در ضمن قصيدهاى، در وصف على ٧ مىسرايد:
|
اى بُرده آسمان ز تو رفعت به التماس |
وز سايه تو خجسته لباسى به التباس |
|
|
از شمسه تو شمس ضيا كرده اكتساب |
وز شرفه تو ماه شرف كرده اقتباس |
|
|
بر گوش فرقدين كند پايهات سخن |
بر دوش نيّرَين دهد سايهات لباس |
|
|
وهم از تو بر شدن نتواند به پاى جهد |
ز آن رفعت تو را به فلك مىكند قياس |
|
|
چون آهويى كه بگذرد از مرغزار شير |
خور بگذرد به بام تو با وهم و با هراس |
|
|
گر مرغزار شيرت خوانم، شگفت نيست |
كاندر تو خفته شير خدا، پيشواى ناس |
|
|
داماد مصطفى و ولىّ خدا، على |
كاسلام شد ز نصرت تيغش قوى اساس |
|
|
شاهى كه عاجز است ز اوصاف او خِرد |
لغزيده نزد مور كه در اندرون طاس |
|
[١] منتخب النفيس، شيخ الرئيس( تهران: كتابفروشى محمودى، ١٣١٢ ق): ص ٦٦٦٣.
[٢] ميرزا محمّد شفيع وصال شيرازى، معروف به ميرزا كوچك، از شاعران غزلسراى قرن سيزدهم است. وى در سال ١١٩٧ ق، به دنيا آمد. در جوانى به تحصيل ادب و هنر پرداخت و خط و موسيقى را خوب مىدانست. وى مثنوى فرهاد و شيرين وحشى بافقى را تكميل كرده است، أطواق الذهب زمخشرى را به فارسى شرح و ترجمه كرده است و ديوان او شامل قصيده، غزل و مثنوى است. وىدر سال ١٢٦٢ ق، در گذشته است. وصال شيرازى، نزديك به بيست بار از غدير خُم ياد كرده و غديريههاى بلند و بالايى سروده است كه نقل همه آنها در مجال اين نوشتار نمىگنجد( ر. ك: به ديوان وصال شيرازى: ص ٣٣، ٥٢، ١٥٦).