دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢١ - ١٠/ ٤١ آذرى طوسى
|
در حرم همچون خليل اللّه گشته بتشكن |
آن كه بر دوش نبى بنهاد پا پيداست كيست |
|
|
در مقامى كانبيا و خلق، درمانده به خود |
روز محشر، شافع جرم و خطا پيداست كيست |
|
|
آن كه بعد از مصطفى كرد او خلاف اهل بيت |
دشمن ذريّه خير النسا پيداست كيست |
|
|
روبهاناند آن كه بهرِ جيفه حيلت كردهاند |
در ميان روبهان، شير خدا پيداست كيست |
|
|
شرط امّت با نبى بُد عهد كردن را وفا |
بعد از او با اهل بيتش بىوفا پيداست كيست |
|
|
جمله اهل بيت در بندِ سراى ديگرند |
آرى اندر بند اين محنتسرا پيداست كيست |
|
|
من محبّ آل عمرانم خلافِ خارجى |
وندر اين دين صادقم، قلب و دَغا پيداست كيست |
|
|
مؤمنان را غير از اين عالَم، سراى ديگر است |
ز اهل عالم بسته اين تنگنا پيداست كيست |
|
|
كيست ممدوح تو گفتى؟ گر نمىدانى بدان |
آفتاب دين، علىّ مرتضى پيداست كيست |
|
|
صد هزاران مرشد و هادى و پير و رهبر است |
زين همه هادى و رهبر، پير ما پيداست كيست |
|