دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٨ - ١٠/ ٤٠ عبد الرحمن جامى
|
در وِلاى او نمايم پايدارى همچو قطب |
ور بگرداند فلك بر سر به خونم آسيا |
|
|
منكه باشم كِش ثنا گويم، ولىمقصودم آنك |
از شمار بندگان داند مرا روز جزا |
|
|
كردگارا! مجرمم، امّا تو آگاهى كه من |
بنده اويم. چه باشد گر به او بخشى مرا؟[١] |
|
قرن نهم
١٠/ ٤٠ عبد الرحمن جامى[٢]
١٧. جامى مىگويد:
|
قَد بَدا مشهدُ مولاىَ أنيخوا جَمَلى[٣] |
كه مشاهد شد از آن مشهدم انوار جلى |
|
[١] ديوان ابن يمين فريومدى( تصحيح: باستانى راد، تهران: انتشارات سنايى): ص ١٠ ١٢.
[٢] نور الدين عبد الرحمن جامى، از شاعران معروف قرن نهم است. پدرش نظام الدين دشتى، منسوب به محلّه دشت اصفهان است كه به ولايت جام مسافرت كرد. عبد الرحمن در جام، متولّد شد و جامى لقب گرفت. وى به مكّه سفر كرد و در بازگشت، به دمشق، تبريز و در سال ٧٨٧ ق، به هرات رسيد. وى آثار بسيارى دارد كه از جمله آنهاست: ديوان جامى، هفت اورنگ، نقد النصوص، نفحات الأنس، لوايح، لوامع، شواهد النبوة، بهارستان، مناسك حج، رساله تهليليه در علم دين، تحقيق مذهب صوفيان، رساله موسيقى، رساله علم قوافى، تجنيس الخط، منشآت، معمّيات، الفوائد الضيائيه و تاريخ صوفيان. جامى در سال ٨٩٧ ق، درگذشت.
[٣] مزار مولايم نمايان شد. شتر مرا رها كنيد.