دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ١٠/ ٢٠ ابو فراس حمدانى
هرگاه چيزى مستقل باشد، روى پاى خود مىايستد
كه توصيف نور خورشيد، بيهوده است.[١]
١٠/ ٢٠
ابو فِراس حَمْدانى[٢]
٤٠٢٣. او كه از ادباى بزرگ قرن چهارم است، مىگويد:
بدا به مردمى كه پيرو هوا نفس خود شدند
در چيزى كه فرداى آن از نتيجهاش زيان ديدند!
آيا آنان نشنيدند آنچه را كه پيامبر
در سخن خود، پدرش را بدان ويژه ساخت؟
هنگامى كه در روز غدير خم آشكارا گفت:
«هر كس كه من بر او مولايم، على مولاى اوست».
اين وصيّت او به وى است، نيك بفهميد
اى كسانى كه مىگوييد او به وى سفارش نكرد.
در قرآن، آنچه را كه در فضل اوست، بخوانيد
و درنگ كنيد و محتوايش را بفهميد.
اگر در شأن ايشان، تنها «هل أتى» نازل مىشد
بدون آن كه چيز ديگرى نازل شود، او را بس بود.
نخستين كسى كه قرآن را گرفت
از زبان و سخن پيامبر و خواند، كه بود؟
صاحب فتح خيبر كه بود؟ و چه كسى
با زور بازو، در و پاشنه آن را كَند و دور افكند؟
[١] جاى شگفتى است كه اين دو بيت از پارهاى از چاپهاى جديد حذف شده است.
[٢] ابو فراس حارث بن سعيد بن حمدان بن حمدون حمدانى تَغلِبى، يگانه زمان خود و در فضل، ادب، كَرَم، بزرگى، مجد، بلاغت، زيركى و شجاعت، خورشيد روزگارش بود. شعر او مشهور است. صاحب بن عبّاد مىگفت كه:« شاعرى به پادشاهى آغاز شد و با پادشاهى پايان يافت»؛ يعنى با امرؤالقيس و ابوفراس. در شهر مَنْبِج سكونت داشت و در زمان حكومت پسر عمويش ابو الحسن سيف الدوله، در شهرهاى شام مىچرخيد. در چندين جنگ، آوازهاى به هم زد كه در آنها با روميان جنگيد و دو بار اسير گشت. در سال ٣٢٠ يا ٣٢١ ق، به دنيا آمد و در سال ٣٥٧ ق، كشته شد( ر. ك: الغدير: ج ٣ ص ٤٠٥).