دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩ - ١٠/ ١٦ احمد صنوبرى
فرمود: اين، مولاى هر كسى است كه من برايش مولايم
اين را آشكارا فرمود و بلند.
دوست بدار اى پروردگار هر آن كسى را كه او را دوست دارد
و يارى رسانْ همو را و دشمن بدار آن كسى را كه وصى را دشمن دارد.
اين دعا براى همگان است
از زير دست و بالا دست.
مهم نيست كسى كه او را دشمن داشته باشد
يهودى بميرد و يا نصرانى.
هر كس سيماى او را ببيند همانند كسى است كه خدا را پرستيده است
راهبوار و دائم در حال طاعت.
آرزوى پيامبر، آن گاه كه آمالى داشت
آن هنگام كه مرغى بريان را برايش هديه آوردند،
دعا كرد تا خداوند برايش شتابان روانه كند
كسى را كه محبوبترين بندگان در پيشگاه خداست.
ناگهان، وصى پيامبر در زد
و آهنگ سلام ربّانى داشت.
أنس، چند بار، او را از وارد شدنش
باز داشت؛ چون على، خزرجى نبود!
و آن افتخار را براى قومش نگه داشته بود
ولى خداوند بخشنده، براى ما، امامى طالبى خواسته بود.
و خدا، مانع راه را، به بيمارى بَرَصْ گرفتار كرد
و فضيلت را نصيب آقايى كرد كه جامع صفات نيك بود.
١٠/ ١٦
احمد صنوبرى[١]
٤٠١٩. از شاعران فهيم و دانشمند قرن چهارم هجرى است كه مىگويد:
[١] احمد بن محمّد بن حسن بن مرار جَزَرى رَقّى ضِبّى حلبى، مشهور به« صنوبرى»، شاعرى شيعى و ستودنى است. شعرش داراى لطافت و قوت است و در متانت كلام و زيبايى سبك، به درجهاى والا رسيده است. او در ٣٠٣ ق، به دنيا آمد و در ٣٣٤ ق از دنيا رفت.