دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣١ - ١٠/ ٨ سيد حميرى
به سوى هماورد خود مىرود، در حالى كه در دستش
شمشيرى درخشنده، تيز و صيقل خورده است.
راه رفتنى چون راه رفتن شير در بين همگِنانش
كه بيشه، او را به شكار كشانده است.
آن كه در شبى سلام فرستادند
بر او، ميكائيل و جبرئيل.
ميكائيل با هزار و جبرئيل با
هزار [فرشته] و اسرافيل، درپى آنها
در شب بدر، براى يارى فرود آمدند
گويى كه پرندگان ابابيل بودند.
هنگامى كه پيشش آمدند، بر او سلام كردند
و اين، بزرگداشت و تجليل او بود.
٤٠٠٤. و نيز سروده است:
على ٧، از محمّد كه بگذريم، دوست داشتنىترينِ مردم
نزد من است. اى ملامتگر! از ملامت دردآور، دست بردار.
على، وصىّ مصطفى و پسر عموى اوست
و نخستين نمازگزار و يكتاپرست است. پس بدان.
على، هدايتگر و پيشوايى است كه
در دين ما هر تاريكىاى را برايمان روشن كرده است.
على، متصدّى حوض [پيامبر ٦] و نگهبان آن است
كه گنهكاران را از گرداگرد آن، دور مىسازد.
على، تقسيم كننده دوزخ است با سخنش كه مىگويد:
اين را رها كن و بر اين بنوشان و بخوران.
از آنان به هركس دست يافتى، در آتش خويش گير
ولى به آن كه از گروه من است، نزديك مشو كه ستمگر مىشوى.
على، فردا فراخوانده مىشود و پروردگارش بدو خلعت مىپوشاند
و او را به حق، به سان رفيق گرامى، به خويش نزديك مىسازد.