دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣ - ١٠/ ٦ ام سنان، دختر خيثمة بن خرشه مذحجى
پس از پيامبر ٦ بهترينِ مردم بود
ابو الحسن، آن بهترينِ خوبان.
در پى از دست دادن على، مردم
چون شتر مرغانى سرگردان گشتند.
اگر آنان [به جاى كشتن او] از ما مال مىخواستند
مال و فرزندانمان را به آنان مىداديم.
گيسوانم سفيد گشت و غم به درازا كشيد
آنگاه كه امامه[١] از همراه خود، جدا گشت.
وقتى هواى او مىكند، گِرد خانه مىچرخد
و چون نااميد مىشود، آه از دل مىكشد.
اشكهاى امّ كلثوم، پاسخ گريههاى اوست
چرا كه او مرگ پدر را بهيقين ديده است.
معاوية بن صخر! ما را سرزنش مكن
چرا كه بازمانده خلفا (حسن ٧) در بين ماست.
ما از روى خشنودى، فرمانروايى را
به پسر پيامبرمان و برادرمان سپرديم.
زمام زمامدارى خويش را
جز به او نخواهيم سپرد تا زمانى كه زندهايم.
بزرگان و خردمندانمان
سفارش كردهاند كه هرگاه فراخوانده شديم، پاسخ دهيم.
با شمشيرهاى بُرنده و اسبهاى كوتاه مويى
كه سواران ورزيده بر آنها نشستهاند.
١٠/ ٦
امّ سنان، دختر خيثمة بن خرشه مذحجى[٢]
٣٩٩٩. او كه از شاعران قرن اوّل است، مىسرايد:
سالها گذشته است؛ امّا سخن من فروكش نمىكند
و شب، غمها را مىآورد و مىبَرد.
[١] امامه، نام يكى از دختران امير مؤمنان است كه با صَلْت بن عبد اللّه بن نوفل بن حارث بن عبد المطّلب ازدواج كرد( بحار الأنوار: ج ٤٢ ص ٩٤) و نيز نام يكى از زنان آن حضرت ٧ بود كه دختر ابو العاص بن ربيع و نوه دخترى پيامبر خدا از دخترش زينب بود( بحار الأنوار: ج ٤٢ ص ٩٢).( م)
[٢] ر. ك: ص ١٧( امّ سِنان).