دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٧ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
گفت: مسلمانان، بندگان و شهرها از آنِ كيست؟
گفتند: از آنِ خدا.
گفت: خداوند، نسبت به ديگران، از اين كه بر بندگانش و شهرهايش وكيل قرار دهد، سزاوارتر است؛ چون طبق اجماع امّت، كسى كه در مِلك ديگران چيزى ايجاد كند، ضامن است و بر او روا نيست كه چيزى به وجود آورد، و اگر چنين كند، گناهكار و ضامن است.
آنگاه گفت: به من بگوييد آيا پيامبر ٦، روزى كه درگذشت، كسى را جانشين گذاشت يا نه؟
گفتند: جانشين نگذاشت.
گفت: آيا ترك تعيين جانشين، هدايت بود يا گمراهى؟
گفتند: هدايت.
گفت: بر مردم، لازم است كه از هدايت، پيروى كنند و از باطل دست بردارند و از گمراهى، رويگردان باشند.
گفتند: آنان، چنين كردند.
گفت: پس چرا مردم، پس از او جانشين تعيين كردند، حال آن كه او چنين كارى را ترك كرد؟ تركِ كار او، گمراهى است و مُحال است كه خلاف هدايت هم هدايت باشد. اگر ترك تعيين جانشين، هدايت است، پس چرا ابو بكر، جانشينْ تعيين كرد، حالْ آن كه پيامبر ٦، تعيين نكرد؟ و چرا عمر، حكومت را بر خلاف دوستش بين مسلمانان به شورا گذاشت؟ شما معتقديد كه پيامبر ٦ جانشينى تعيين نكرد و ابو بكر، تعيين كرد وعمر، تعيين جانشين را مانند پيامبر ٦ (به گمان شما)، ترك نكرد و چون ابو بكر هم انجام نداد و شيوه سومى را به كار گرفت، به من بگوييد كدام يك را درست مىدانيد؟ اگر كار پيامبر ٦ را درست مىدانيد، ابو بكر را تخطئه كردهايد، همچنين نسبت به بقيّه اقوال.