دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
مأمون گفت: چون در هيچ كار واجبى تمايل و رقابت، نظير خلافت، وجود ندارد.
يكى ديگر گفت: چرا اين را كه پيامبر ٦ دستور داده باشد كه از ميان خود، فردى را به جانشينى پيامبر ٦ انتخاب كنند و به خاطر مهربانى و دلسوزى به مردم، خود آن حضرت، كسى را جانشين نگذاشت كه مردم به خاطر مخالفت با او به عذاب گرفتار شوند، انكار مىكنى؟
گفت: به اين خاطر انكار مىكنم كه خداوند متعال به بندگانش مهربانتر از پيامبرش است و او پيامبرش را به سوى آنان فرستاده است، با آن كه مىدانست در بين بندگانش گنهكار و مطيع بود و وجود آنان، مانع از فرستادن پيامبرش نشد. و دليل ديگر، اين كه اگر به آنان دستور مىداد كه فردى را از ميان خود برگزينند؛ يا به همه آنان دستور داده بود كه كسى را انتخاب كنند و يا به بعضى چنين دستورى داده بود. اگر به همه دستور داده بود [كه انتخاب كنند]، پس منتخَب، چه كسى بود؟ و اگر به بعضى از ما دستور داده است و نه همه، چارهاى نيست جز اين كه براى اين بعض، نشانى وجود داشته باشد. اگر بگويى اين بعض، دينشناساناند، بايستى «دينشناس» مشخّص مىشد و نشانههاى او بيان مىشد.
ديگرى گفت: روايت شده كه پيامبر ٦ فرمود: «هر آنچه را كه مسلمانان نيك شمارند، آن چيز، نزد خداوند متعال هم نيكوست، و آنچه را كه آنان بد مىشمارند، آن چيز، نزد خدا هم بد است».
مأمون گفت: مراد در اين كلام، يا همه مؤمنان است و يا بعضى از آنان. اگر منظور، همه است كه چنين چيزى وجود ندارد؛ چون اتّفاق نظر همه [امّت]، ممكن نيست، و اگر مراد، بعضى از آنان است، هر گروهى نسبت به پيشواى خود، نيكى گزارش مىكنند، مثل روايت شيعه درباره على و روايت حشويان درباره ديگرى. با اين وضع، كى نظر شما درباره امامت به كرسى خواهد نشست؟
ديگرى گفت: آيا درست است كه بپندارى اصحاب پيامبر ٦، اشتباه كردهاند؟