دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
گفتم: چرا.
گفت: آيا موسى ٧، وى (هارون) را براى همگان، جانشين خود نساخته بود؟
گفتم: چرا.
گفت: على هم چنين بود. پيامبر ٦ على را هنگام رفتن به جنگ، در بين ضعيفان و زنان و بچّهها جانشين خود مىساخت؛ چون اكثر يارانش همراهش بودند، و گرنه او را جانشين خود براى همه قرار داده بود و دليل بر اين كه وى، على را جانشين خود بر آنها در حيات خود و در زمانى كه غايب بود و نيز در زمان پس از مرگش قرار داده بود، سخن حضرت است كه فرمود: «على نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى ٧ است، جز اين كه پيامبرى پس از من نيست» و طبق اين سخن، وى وزير پيامبر خدا نيز هست؛ چون موسى ٧ به پيشگاه خداوند دعا كرد و در دعايش گفت: «و براى من، وزيرى از كسانم قرار ده؛ هارون برادرم را. پشتم را به او استوار كن و او را شريكِ كارم گردان».
و اگر على نسبت به پيامبر ٦، چون هارون به موسى ٧ است، پس وزير اوست؛ همان گونه كه هارون، وزير موسى بود و او، خليفه پيامبر ٦ است، چنان كه هارون، خليفه موسى ٧ بود.
آنگاه، رو به اهل كلام كرد و گفت: آيا من از شما بپرسم و يا شما از من مىپرسيد؟ گفتند: ما مىپرسيم. گفت: بپرسيد.
يكى از آنان گفت: آيا امامت على از طرف خداوند عز و جل بود؟ و اين امر، از سوى پيامبر خدا گزارش شده است، مثل گزارش وجوب چهار ركعت نماز ظهر و يا وجوب پنج درهم [زكات] در دويست درهم و وجوب حج؟
گفت: آرى.
پرسيد: پس چرا در هيچ امر واجبى اختلاف نكردند؛ ولى تنها در خلافت على، اختلاف كردند؟