دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
بخشيد. در اين آيه، منظور از مؤمنان، على و كسانى از بنى هاشماند كه حضور داشتند. كدام برتر است؟ آيا آن كه همراه پيامبر ٦ بود و خداوند، آرامش را به پيامبر ٦ و او فرو فرستاد و يا آن كه در غار با پيامبر ٦ بود و شايسته آن نبود كه آرامش بر وى فرو آيد؟
اى اسحاق! كدام برترند؟ آن كه همراه پيامبر ٦ در غار بود و يا آن كه بر جا و رختخواب او خوابيد و با جانش از او حفاظت كرد تا آن كه هجرت پيامبر ٦ تكميل شد؟
خداوند تبارك و تعالى به پيامبرش فرمان داد كه به على ٧ دستور دهد تا در جايش بخوابد و جانش را سپر او قرار دهد و پيامبر ٦ دستور داد. على گفت: آيا تو سالم مىمانى، اى پيامبر خدا؟
[فرمود: «آرى»].
گفت: به چشم! و آنگاه به رختخواب پيامبر ٦ آمد و روانداز او را روى خود كشيد و مشركان، گِرد او جمع شدند و ترديد نكردند كه او پيامبر خداست و آنان، توافق كرده بودند كه از هر كدام از شاخههاى قريش، مردى يك ضربه به او بزند تا بنى هاشم نتوانند خونش را مطالبه بكنند و على، تصميم و نقشه آنان را براى از بين رفتن جانش مىشنيد و اين كار، موجب بىتابى او نشد، چنان كه ابو بكر در غارْ بىتابى مىكرد، در حالى كه او (ابو بكر) با پيامبر ٦ بود و على، تنها بود و همچنان به خاطر خدا صبور بود و خداوند متعال، فرشتگانش را فرستاد تا وى را از دست مشركان قريش، پاس دارند.
هنگامى كه صبح شد، برخاست. مشركان به وى نگريستند و گفتند: محمّد كجاست؟
گفت: من چه مىدانم!
گفتند: تو ما را فريب دادى.
آنگاه به پيامبر ٦ پيوست، و على همواره برتر بود و هر كارى مىكرد، بر خوبىاش افزوده مىشد تا آن كه خداوند تعالى، او را قبض روح كرد، در حالى كه مورد رضايت و مغفرت بود. اى اسحاق! آيا حديث ولايت را نقل مىكنى؟
گفتم: آرى.