دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
اسب خود را همراه خود، شمرده است.
امّا اين سخن كه: «خداوند با ماست»، خداوند تبارك و تعالى با بد و خوب هست. آيا سخن خداوند را نشنيدهاى كه: «هيچ گفتگوى محرمانهاى ميان سه تن نيست، مگر اين كه او چهارمينِ آنهاست، و نه ميان پنج تن، مگر اين كه او ششمينِ آنهاست، و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر، مگر اين كه هر كجا باشند، او با آنهاست».
و امّا اين سخن كه: «اندوه مدار»، به من بگو آيا غمِ ابو بكر، اطاعت بود و يا معصيت؟ اگر پندارى كه اطاعت بود، در اين صورت، پيامبر ٦ را نهى كننده از اطاعت شمردهاى و اين كار، ويژگى انسانِ حكيم نيست، و اگر آن را معصيت مىشمارى، چه فضيلتى براى معصيتْ كار است؟ و به من بگو كه در سخن خدا: «پس خدا آرامشِ خود را بر او فرو فرستاد.»، براى چه كسى آرامش نازل شده است؟
گفتم: بر ابو بكر؛ چون پيامبر ٦ بى نياز از آرامش بود.
گفت: بگو ببينم، آيا مىدانى مؤمنانى را كه خداوند در اين آيه قصد كرده، چه كسانىاند: «و در روز جنگ حُنين، آن هنگام كه شمارِ زيادتان شما را به شگفت آورده بود؛ ولى به هيچ وجه از شما دفع [خطر] نكرد، و زمين با همه فراخى، بر شما تنگ گرديد، سپس در حالى كه پشت [به دشمن] كرده بوديد، برگشتيد. آنگاه، خدا آرامش بر فرستاده خود و بر مؤمنان، فرود آورد»؟
گفتم: نه.
گفت: در جنگ حنين، مردم فرار كردند و همراه پيامبر ٦، جز هفت تن از بنى هاشم، [كسى] نمانْد: على ٧ كه با شمشير مىجنگيد؛ عباس كه افسار قاطر پيامبر ٦ را گرفته بود؛ و پنج نفر از ترسِ آن كه شمشير كافران به پيامبر ٦ برسد، گِرد او حلقه زده بودند تا آن كه خداوند تبارك و تعالى، پيروزى را به پيامبرش