دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
خدا، آيا من از منافقانم؟ اگر پيامبر ٦ به وى فرموده بود كه او از اهل بهشت است و عمر گفته پيامبر ٦ را تا زمانى كه حذيفه آن را تأييد نكرده بود، قبول نداشت، لازمهاش اين است كه عمر، سخن حذيفه را پذيرفته و سخن پيامبر خدا را نپذيرفته باشد و بنا بر اين، مسلمان نبوده است. و اگر سخن پيامبر ٦ را قبول داشت، پس چرا از حذيفه پرسيد؟ اين دو خبر، با هم متناقضاند.
ديگرى گفت: پيامبر ٦ فرمود: «من در يك كفّه ترازو گذاشته شدم و امّت من، در كفّه ديگر. من بر آنان سنگينتر شدم. آنگاه، ابو بكر را به جاى من گذاشتند. او هم سنگينتر از آنان شد و آنگاه، عمر را گذاشتند. او نيز سنگينتر از آنان شد و سپس، ترازو را جمع كردند».
مأمون گفت: اين، ناشدنى است؛ چون اين وزن كردن، يا بر پايه جسم آنان بود و يا اعمال آنان. اگر بر پايه جسم آنان بود كه بر هيچ جاندارى پوشيده نيست كه اين كار، محال است؛ چون جسم آن دو بر جسم همه امّت، سنگينتر نيست. و اگر بر پايه اعمالشان بود، اعمال آنان (امّت) به وجود نيامده بود. چهطور اعمال آن دو بر اعمالى كه به وجود نيامدهاند، سنگينتر بود؟! به من بگوييد كه مردم به وسيله چه چيزى بر يكديگر برترى پيدا مىكنند؟
پارهاى گفتند: به خاطر اعمال شايسته.
گفت: به من بگوييد كه اگر كسى در زمان پيامبر ٦ بر ديگرى برتر باشد و آن ديگرى، پس از درگذشت پيامبر ٦، از آن شخص برتر در زمان پيامبر ٦، اعمال بيشترى انجام دهد، آيا به او مىرسد؟ اگر بگوييد: «آرى»، خواهيد ديد كه در روزگار ما كسانى هستند كه بيش از آنان جهاد كردهاند، حج گزاردهاند، نماز خواندهاند، روزه گرفتهاند و صدقه دادهاند.
گفتند: آرى. برترِ روزگارِ ما به درجه برترِ روزگار پيامبر ٦ نمىرسد.
مأمون گفت: به روايتهايى كه پيشوايان شما آنان كه دينتان را از آنان گرفتهايد، در فضايل على نقل كردهاند، بنگريد و آن را با فضايلى كه براى همه