دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
كه از وى، پيمان براى پيامبرى گرفته نشده، پيامبر شود، و آن كه از وى پيمان گرفته شده است، كنار گذاشته شود؟
ديگرى گفت: پيامبر ٦ در روز عرفه به عمر نگاه كرد و لبخند زد و فرمود: «خداوند تبارك و تعالى به همه بندگانش مباهات كرد و به عمر، به طور ويژه».
مأمون گفت: اين، ناشدنى است؛ چون شدنى نيست كه خداوند، به عمر مباهات كند و پيامبرش را رها سازد و پيامبر ٦ در بين عموم قرار گيرد و عمر، ويژه شود. اين روايتهاى شما شگفتتر از اين روايت شما نيست كه [مىگوييد] پيامبر ٦ فرمود: «وارد بهشت شدم و در آن، صداى نعلين شنيدم. ديدم كه بلال، برده ابو بكر، به بهشت، بر من پيشى گرفته است». شيعيان مىگويند كه على بهتر از ابو بكر است و شما مىگوييد كه برده ابو بكر، بهتر از پيامبر ٦ است؛ چون پيشى گيرنده، برتر از كسى است كه بر او پيشى گرفته شده است. و [نيز] روايت كردهايد كه شيطان، از سايه عمر مىگريزد؛ ولى بر زبان پيامبر ٦ افكند كه" آنها، غرانيق عُلا هستند!"[١] به گمان شما، شيطان از عمر گريخت، ولى كفر را بر زبان پيامبر ٦ افكند؟
يكى ديگر گفت: پيامبر خدا فرمود: «اگر عذاب فرو آيد، جز عمر بن خطّاب، كسى نجات پيدا نخواهد كرد».
مأمون گفت: اين، بر خلاف قرآن است؛ چون خداوند تبارك و تعالى به پيامبرش مىفرمايد: «ولى تا تو در ميان آنانى، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند». و شما عمر را مثل پيامبر خدا قرار داديد.
يكى ديگر گفت: پيامبر ٦ به عمر در زمره ده تن از صحابيان، گواهى بهشت داده است.
مأمون گفت: اگر به پندار شما اين گونه بود، عمر به حُذَيفه نمىگفت: تو را به
[١] اشاره به داستان معروف و ساختگى آيات شيطانى دارد كه پارهاى ناآگاهان به فنّ نقل حديث، آن را در كتب خود نقل كردهاند و مأمون بر همين نقل، خُرده گرفته است.( م)