دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - ٩/ ١٧ فخر رازى
بخشندهترينِ مردم بود، و بر خُلقى بود كه خداوند، آن را دوست داشت: سخاوت و بخشندگى. هيچگاه به كمكخواهى پاسخِ «نه» نگفت.
٩/ ١٦
عامر بن عبد اللّه بن زُبير[١]
٣٩٨٢. الاستيعاب به نقل از عامر بن عبد اللّه بن زبير: وقتى شنيد كه يكى از پسرانش از على ٧ عيبجويى مىكند، گفت: ديگر چنين كارى مكن. مروانيان، شصت سال، او را بد گفتند و خداوند با كار آنان، جز بر بلند مرتبگى او نيفزود. دين، چيزى را به پا نكرده است كه دنيا بتواند آن را نابود كند، و دنيا چيزى نساخته، جز آن كه به سراغ آنچه ساخته، آمده و آن را نابود كرده است.
٩/ ١٧
فخر رازى[٢]
٣٩٨٣. تفسير الفخر الرازى: هر كس در دينش به على بن ابى طالب ٧ اقتدا كند، هدايت شده است. دليل آن هم سخن پيامبر ٦ است كه فرمود: «پروردگارا! حق را هميشه بر محور على بچرخان، هر جا كه او مىچرخد».
ر. ك: ج ٢ ص ١٩٣ (على با حق است).
[١] ابو حارث عامر بن عبد اللّه بن زبير بن عوّام اسدى مدنى. عجلى دربارهاش گفته: وى مدنى تابعى و قابل اعتماد است. ابن حبّان، وى را در موثّقان ذكر كرده و گفته: وى فاضل و عالم بود. در سال ١٢١ ق، درگذشته است( ر. ك: تهذيب التهذيب: ج ٣ ص ٤٩ ش ٣٥٩٥).
[٢] فخر الدين محمّد بن عمر بن حسين قرشى بكرى طبرستانى، اصولى، مفسّر، بزرگِ زيركان، حكيمان و نويسندگان و فقيه شافعى است. در سال ٥٤٤ ق، به دنيا آمد و در سال ٦٠٦ ق، در هرات درگذشت و شصت و اندى سال عمر كرد( ر. ك: سير أعلام النبلاء: ج ٢١ ص ٥٠٠ ش ٢٦١، تفسير الفخر الرازى: ج ١ ص ٣).