دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٩/ ١٥ شعبى
اگر دوست داشتن «ولى» رفض است
من رافضىترينِ بندگانم.
و همچنين سرود:
اى سواره! در مُحَصَّبِ[١] مِنا درنگ كن
و به ساكنان و رهگذران خَيف ندا ده،
در آن سحرگاهان كه حاجيان به سوى مِنا
چون خروش فُرات به راه مىافتند،
كه: اگر دوستى آل محمّد ٦، رافضىگرى است
جنّ و انس، گواهى دهند كه من رافضىام.
٩/ ١٥
شَعبى[٢]
٣٩٧٩. المناقب، خوارزمى به نقل از شعبى: نمىدانيم با على ٧ چه كار كنيم. اگر دوستش بداريم، نيازمند مىشويم، و اگر دشمنش داريم، كافر مىگرديم.
٣٩٨٠. الإرشاد: خبرى شايع و مستفيض است كه شعبى مىگفت: من سخنوران بنى اميّه را ديدهام كه در منبرهايشان به على بن ابى طالب ٧ بد مىگفتند؛ ولى گويى كه بازوى او را گرفته، به طرف آسمان، بالا مىبردند و در منبر، گذشتگان خود را ستايش مىكردند؛ ولى گويى خاك از روى مردار، كنار مىزدند.
٣٩٨١. شرح نهج البلاغة به نقل از شعبى، در وقتى كه از على ٧ ياد كرده بود: او بخشندهترينِ
[١] محصَّب، مسيلى بين مكّه و مِناست و مسجدى در آن جاست كه مىگويند پيامبر ٦ در آن جا فرود آمد و نماز گزارد.( م)
[٢] عامر بن شَراحيل بن عبد( و يا عامر بن عبد اللّه بن شراحيل) شعبى حميرى، ابو عمرو كوفى، از مردم هَمْدان. منصور غدانى از شعبى نقل كرده است:« پانصد تن از صحابه را ديدم». ابو جعفر طبرى در طبقات الفقهاء آورده: وى داراى ادب، فقه و علم بود. مشهور، اين است كه تولّدش در سال ششم خلافت عمر بود. در سال مرگش به چند قول، اختلاف است: از سال ١٠٣ تا ١١٠ ق.( ر. ك: تهذيب التهذيب: ج ٣ ص ٤٤ ش ٣٥٨٨).