دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ٩/ ١٢ خليل بن احمد
گفت: چون در اسلام آوردن بر آنان پيشى گرفته بود و در دانش، از آنان برتر بود. در شرافت، والاتر از آنان، و در زهد، برتر، و در جهاد، پُر سابقهتر بود. بنا بر اين، به وى حسادت ورزيدند و مردم، به همگونها و همرديفهاى خود، علاقهمندترند تا به كسانى كه با آنان فرق دارند. اين را بدان.
٣٩٧٣. علل الشرائع به نقل از ابو زيد نحوى انصارى: از خليل بن احمد عَروضى پرسيدم كه: چرا مردم از على دورى گزيدند، با آن كه خويشاوندى او با پيامبر خدا در آن حد بود و جايگاهش در بين مسلمانان، چنان جايگاهى بود و رنجَش براى اسلام، آن سان بود؟
گفت: سوگند به خدا، نور او، نور آنان را مغلوب ساخته بود و در زلال هر چشمهاى، بر آنان برترى يافته است و مردم به همگونهاى خود، متمايلترند. آيا سخن نخستين را نشنيدهاى كه مىگفت:
هر شكلى با شكل خود مأنوس است
آيا نمىبينى كه فيل با فيل، مأنوس است؟[١]
٣٩٧٤. تنقيح المقال در شرح حالِ خليل بن احمد: به وى گفته شد: دليل بر اين كه على ٧، امام همه در همه امور است، چيست؟
گفت: نيازمندى همه به وى، و بى نيازىِ او از همه.
٣٩٧٥. تنقيح المقال در شرح حال خليل بن احمد: به وى گفته شد: درباره على بن ابىطالب، چه مىگويى؟
گفت: چه بگويم درباره كسى كه شايستگىهايش را دوستانش به خاطر ترس، مخفى داشتند و دشمنانش به خاطر كينه. و از بين اين دو پنهانكارى، آن قدر فضايل ظاهر شد كه مشرق و مغرب را پُر ساخت.
[١][ كبوتر با كبوتر، باز با باز/ كند همجنس با همجنس پرواز].