دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧ - ٩/ ٨ احمد بن حنبل
شنيدم كه مىگفت: براى هيچ كدام از ياران پيامبر خدا، فضايلى كه براى على نقل شده، نقل نشده است.
٣٩٦١. شواهد التنزيل به نقل حَمْدان ورّاق: از احمد بن حنبل شنيدم كه مىگفت: از فضايل [با سند] صحيح، براى هيچ كدام از ياران پيامبر خدا به مقدارى كه براى على بن ابى طالب نقل شده، نقل نشده است.
٣٩٦٢. فتح البارى: از احمد بن حنبلْ روايت شده كه گفته است: آن قدر [از فضايل] كه از على بن ابى طالب به ما رسيده است، براى هيچ كدام از اصحاب، نرسيده است.
٣٩٦٣. كشف الغُمّة به نقل از كتاب اليواقيت ابو عمر زاهد: بعضى افراد موثّق، از طريق رجال خود به من خبر دادهاند كه وقتى احمد بن حنبل وارد كوفه شد، در آنجا مردى بود كه اظهار تشيّع مىكرد .... وى به احمد گفت: از تو درخواستى دارم.
احمد گفت: درخواستت پذيرفته است.
مرد گفت: دوست دارم پيش از آن كه از اين جا بروى، مذهب خود را به تو عرضه كنم.
احمد گفت: بگو.
آن شيخ گفت: من معتقدم كه امير مؤمنان كه درودهاى خدا بر او باد، پس از پيامبر ٦، بهترينِ مردم بود و مىگويم كه وى، بهترينِ آنان، برترين و داناترينِ آنان بود و پيشواى پس از پيامبر ٦ است.
راوى مىگويد: سخن مرد، تمام نشده بود كه احمد در پاسخ گفت: اى مرد! ايرادى به خاطر اين اعتقاد نيست. چهار تن از ياران پيامبر خدا، يعنى جابر و ابوذر و مقداد و سلمان، پيش از تو بر اين باور بودند.
آن مرد، از حرف احمد چنان خوشحال شد كه مىخواست پرواز كند!