ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٨ - شرح
«كسى كه خدا را نديده در قلب او را اثبات مىكند» توهم اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه چشم آنچه را كه نديده منكر نمىشود؟! و چگونه آنچه را كه انسان نديده با قلب اثبات مىكند؟! چون در تصديق و باور اين جملات براى شنوندگان احساس دشوارى مىشده است. حضرت با بيان دو عبارت فوق توجّه به جلال و تنزيه و بزرگى خداوند داده و ذات مقدس حق را از آنچه شايسته او نيست با زيباترين جملات بر كنار دانستهاند.
احتمال معناى ديگرى نيز براى جمله «و لا قلب من ...» داده شده است.
يعنى اقرار دارنده وجود حق تعالى هر چند وجودش را منكر نبوده و اثبات مىكند، امّا محال است كه ادّعا كند بر خداوند احاطه علمى پيدا كرده است.
(٩٤٨٨- ٩٤٨٢) ٤- چهارمين ويژگى حق تعالى را حضرت چنين بيان كردهاند: «در بلندى مقام، بر همگان سبقت گرفته، چيزى از او بلند مقامتر نيست»، در شرح كلام امام (ع) گفته مىشود كه «علوّ» لفظ مشترك است و بر سه معنى قابل صدق است.
الف: برترى حسّى مكانى: مانند بلندى بعضى از اجسام نسبت به بعضى.
ب: برترى تخيّلى: مانند برترى مقام پادشاه نسبت به مردم، در عرف مىگويند او بلند رتبه است و بلندى رتبه پادشاه را بطور خيالى كمال مىدانند.
ج: برترى عقلى: چنان كه بعضى از كمالات را، عقلا بر بعضى برترى مىنهند. مثلا مىگويند: سبب از مسبّب بلند رتبهتر است. حال با روشن شدن معناى «علوّ» مىگوييم: كه محال است، بلندى رتبه خداوند متعال از نوع اوّل باشد چه اين كه بودن حضرت حق در مكان جايز نيست، و به معنى دوّم نيز محال است در نظر گرفته شود، زيرا خداوند سبحان، از داشتن كمالات خيالى منزّه و پاك است. كمالات خيالى كمالات اضافى هستند و به حسب اشخاص و زمانها تغيير و تبدّل مىيابند، چه بسا چيزى در نزد گروهى كمال و در نزد گروهى ديگر همان چيز نقص باشد، مثلا سلطنت