ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٦ - مطلب سومى كه از اين خطبه فهميده مىشود
زير بيان داشته است:
١- نتيجه طبيعى: يعنى زمينه كار چنان است كه به طور طبيعى اين نتيجه حاصل مىگردد. و اين خود به دو صورت است.
الف: نتيجه ذاتى: مانند استقرار يافتن جنگ در محلّى كه پس از حركت طبيعى كه ذاتا انجام داده صورت پذيرفته است.
ب: نتيجه عرضى كه تابع همان نتيجه ذاتى است مانند آن كه سنگ از اين كه شيء در محل خودش استقرار يابد، مانع باشد.
٢- نتيجه ارادى: آن نيز مانند نتيجه طبيعى به دو صورت قابل فرض است.
الف: نتيجهاى كه شخص پس از اراده بدان دسترسى يابد، مانند مقصدى كه انسان در مسير حركت بدان مىرسد.
ب: غايتى كه لازمه نتيجه ذاتى اراده شخص است. مانند روشنايى گرفتن از چراغى كه همسايه افروخته و يا مانند مردن پرنده در دام شكارچى از جهت علاقهاى كه به چيدن دانه داشته است.
شارح بعد از بيان چهار نوع غايت و فايده مىفرمايد: «غاية» در عبارت حضرت به همين معناى چهارم است.
با اين توضيح كه محبّت دنيا و فرورفتن در خوشيهاى آن ناگزير لازمهاش رسيدن به آتش است، چنان كه خداوند مىفرمايد: مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ [١] آيه شريفه، دنيا خواه را از نعمتهاى بهشت بىبهره مىداند مگر لطف خداوند شامل حال او شود.
در اين جا هر چند مقصود نخستين انسان، رسيدن به خوشيهاى حاضر
[١] سوره شورى (٤٢) آيه (١٩): كسى كه همّش دنيا باشد به او دنيا مىدهيم ولى از آخرت بهرهاى ندارد.