ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٥١ - فقوله عليه السلام و لئن أمهل الظالم إلى قوله ريقه
در ادامه مذمّت و بدگويى، آنها را توبيخ مىكند كه گوش به سخن حكمتآميز و موعظه بليغ آن حضرت ندادهاند و بدين سبب سزاوار ملامت شدهاند.
(١٨٧٥٤- ١٨٧٣٨) منظور حضرت از «اهل بغى» مردم شام، پيروان معاويهاند، و «ايادى سبا» ضرب المثلى كه به هنگام نهايت تفرقه جمعيّتى، بدليل عدم اجتماعشان در مجالس و محافل تصميمگيرى آورده مىشود.
«ايادى و سبا» دو كلمهاند مانند «معدى و كرب» كه بصورت يك اسم آورده مىشود. «سبا» قبيلهاى است از اولاد «سبا» فرزند يشحب بن يعرب بن قحطان. و اصل مثل در باره اين قبيله بدين طريق است كه اولاد سباء در كرانههاى سدّ مآرب زندگى مىكردند، هنگامى كه سدّ مآرب در شرف تخريب قرار گرفته بود، زن كاهنى بر ويرانى سد آگاهى يافت، و جريان امر را با شخصى بنام عمرو بن عامر ملقّب بمزيقيا در ميان گذاشت. عمر بن عامر قبل از خرابى سدّ مآرب و ويرانى آن، باغات، مزارع و اموال خود را فروخت و به مكّه هجرت كرد.
امّا بقيّه ساكنان منطقه دچار زحمت گرديده و علّت را بدرستى نمىدانستند و با تضرّع و زارى از كاهنه چاره مشكل را مىخواستند. زن كاهن مشكلات آينده را و آنچه اتفاق خواهد افتاد به آنها خبر داده گفت: خرابى سد مآرب موجب تفرقه و جدايى ما خواهد شد. مردم در مورد آينده خود با كاهنه مشورت كردند. او در نظرخواهى چنين گفت: آنها كه داراى همّتى بلند هستند و در حمل و نقل سخت كوش و مقصدى تيز بينانه دارند به كاخهاى استوار و محكم عمّان كوچ نمايند.
نياكان مردم عمّان همين گروه هستند. و از شما آنها كه چابك و استوارند و بر مشكلات روزگار مىتوانند شكيبا باشند، سرزمين و وادى «نمر» را از دست ندهند. قبيله «خزاعة» همين گروه هستند.