ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٤٧ - ترجمه
امير شما مطيع خداست، و شما او را نافرمانى مىكنيد! ولى امير مردم شام (معاويه) معصيت خدا را انجام مىدهد و مردم شام از او فرمان مىبرند! بخدا سوگند، دوست مىدارم كه معاويه با من معامله طلا با نقره نمايد، از شما افراد بى تعهّد ده نفر دريافت كند و از اطرافيان خود يك نفر را به من بدهد.
اى مردم كوفه من از جهت سه چيز كه در شما وجود دارد و دو چيز كه در شما نيست به غصّه گرفتار شدهام.
سه چيزى كه در شما هست عبارتند از:
١- گوش داريد و كريد ٢- حرف مىزنيد و لاليد ٣- چشم داريد و كوريد دو چيزى كه در شما نيست عبارت از:
١- آزاد مرد نبوده و خوش برخورد نيستيد ٢- در گرفتارى برادران موثّق نبوده مورد اعتماد و اطمينان نمىباشيد.
خيرى به شما نرسد، دستهايتان خاك آلود باد، همواره به فقر و ذلت گرفتار باشيد [١].
شما مردم كوفه شبيه شترانى هستيد كه چوپان نداشته باشند و از هر سو كه جمع شوند از ديگر سو متفرّق گردند.
بخدا سوگند، گويا شما را مىنگرم، و گمان نزديك به يقين دارم، هنگامى كه تنور جنگ تفتيده گردد و آتش زد و خورد شراره بجهاند، از اطراف پسر ابى طالب همچون زنى كه از فرزندش جدا شود، پراكنده مىگرديد. ولى من به حق بودن خودم اطمينان داشته، و از جانب پروردگارم دليلى گويا دارم و بر مسير پيامبر كه طريقى واضح و روشن است حركت مىكنم. من براه خدا و شريعت رفته، حق را از طريق ضلالت و گمراهى جدا مىسازم. (من و خانواده پيامبر شما همواره براه حق رفته و مىرويم) بنا بر اين شما رفتار اهل بيت پيغمبر (ص) را در نظر گرفته،
[١] جمله «تربت ايديكم» در متن كتاب نبود ولى در شرح موجود است.- م.