ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٥٧ - شرح ( ١٥١٧٣ - ١٥٠٨٩ )
نشانههاى هدايت كنايه از پيشوايان دين و كتابهاى آسمانى است، كه مردم بوسيله آنها راه خدا را مىپيمايند. و منظور از كهنگى آنها مردن و از بين رفتنشان مىباشد. چنان كه قبلا توضيح داده شد. اين كلام امام (ع) نيز استعاره است.
١٠- پرچمهاى پستى و رزالت در ميان مردم آشكار شد، مقصود از پرچمهاى ضلالت پيشوايان گمراهى هستند كه مردم را به آتش جهنم فرا مىخوانند.
١١- دنيا با اخم و عصبانيت به اهلش روى آورده، و با ترشرويى دنياخواهان را مىنگريست: اين عبارت امام (ع) كنايه از اين است كه دنيا با اهلش صفا نبود.
چون زندگى با صفا و پاك و پاكيزه دنيوى، به نظام عادلانهاى بستگى دارد، كه خوب را از بد جدا و حق را به حقدار برساند، و اين نظام عدل به هنگام فترت و نبود پيامبر در ميان عرب وجود نداشت.
چهره عبوس و گرفته دنيا استعاره بالكنايه از زندگى نامطلوب اعراب در دوران جاهليت است وجه شباهت ميان چهره عبوس، و زندگى نامطلوب اين است، كه در هر دو مورد، خواست انسان تأمين نشده و مطلوب حاصل نگشته است.
١٢- نتيجه حاصل در اين روزگار فتنه بود. يعنى نهايت تلاش و كوشش اعراب در ايام فترت، به لحاظ جهلى كه داشتند فتنه و آشوب و گمراهى از راه خدا، و سرگشتگى در وادى تاريك باطل بود. چون مقصود نهايى هر چيزى هدفى است كه دنبال مىشود، آشوب طلبيهاى دوران جاهليت اعراب، به ميوه درخت تشبيه شده است، كه مقصود نهايى درخت بحساب مىآيد. و به همين دليل لفظ «ثمرة» را براى فتنه استعاره به كار برده است.
١٣- خوردنيهاى دوران فترت اعراب مردار بود. محتمل است كه لفظ «جيفة» در اين عبارت امام (ع) استعاره از طعام دنيا و لذتهاى آن باشد. وجه شباهت طعام دنيا به جيفه و مردار اين است كه مردار عبارت از جثه مرده حيوانى است كه گنديده شده، و بويش تغيير كند تا آن حد كه خوردن آن روا نباشد و طبع