ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٧ - قوله عليه السلام يا عجبا الى آخره
بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها [١] و باز مىفرمايد: أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ [٢] فايدهاى كه امام (ع) از اين عبارت مورد نظر دارد، وادار كردن انسانها بر عبرت گرفتن است، تا اگر كسى از حقايق پند آموخت، نابخرد، ناشنوا و نابينا بشمار نيايد.
(١٥٠٨٨- ١٥٠١٢)
قوله عليه السلام: يا عجبا الى آخره
عبارت تعجّب آميز امام (ع) در زمينه سؤالى است كه در ضمن كلام فهميده مىشود. گويا سؤال كنندهاى از تعجّب، ناراحتى و اندوهناكى آن حضرت، شگفت زده شده و (به زبان حال) پرسيده است كه علت تعجّب، اندوه و تأسف شما چيست؟ و آن حضرت در پاسخ فرموده: چگونه مىتوانم از اشتباهاتى كه فرق اسلامى بدان دچار شدهاند تعجّب نكنم؟! و سپس خطاكاريها و نارواييهائى كه آنان بصورت اجتماع بدان دچار شدهاند كه شگفتزدگى امام (ع) را موجب گرديد، به تفصيل بيان داشته است. و از جمله به ترك امورى كه انجام آنها لازم بوده است اشاره كرده، و قبل از هر چيز، اختلاف آنها را در دين بيان كرده است؛ زيرا اختلاف در دين اساس همه بديهاست و بيشتر پستيها به اختلاف در دين باز مىگردد.
امورى كه ترك آنها براى جامعه مسلمين روا نبوده و نيست چند چيز است:
١- مسلمين پيروى از پيامبر (ص) را ترك كردند. چه اگر آنها به راه پيامبر مىرفتند، اختلاف در دين پيدا نمىشد، و چنان كه قبلا توضيح داده شد، در شريعتى كه پيغمبر آورده اختلافى نيست، و به همين دليل كه در دينشان اختلاف
[١] سوره اعراف (٧) آيه (١٩٥): آيا پايى كه بدان راه روند و دستى كه با آن آهنگ گرفتن كنند، چشمى كه با آن ببينند و گوشى كه با آن بشنوند، دارند؟
[٢] سوره حج (٢٢) آيه (٤٦): آنها كه از ديدن عبرتها پند نمىگيرند چشمشان كور نيست ليكن چشم دلشان كه در درون سينه قرار دارد كور است.