ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٣ - ٢ - قوله عليه السلام اما و شر القول الى قوله سبته
از خوشرويى را حضرت منكر نبوده است. زيرا رسول خدا (ص) هم گاهى مزاح مىكرده است.
روايت شده است كه روزى رسول خدا (ص) به پيرزنى فرمود: «پيرها وارد بهشت نمىشوند». آن زن گريان شد، پيامبر خدا تبسّمى كرده فرمود: «خداوند پيران را جوان مىكند و سپس وارد بهشت مىشوند. اهل بهشت همه جوان و نو رسيدهاند. حسن و حسين (ع) آقاى جوانان بهشتاند.» رسول خدا (ص) فرمود: «من مزاح مىكنم ولى جز حق نمىگويم.»
(١٣٩٤٦- ١٣٩٢٠)
٢- قوله عليه السلام: امّا و شرّ القول الى قوله سبّته
در بخش دوّم، سخن امام گوياى رذايل اخلاقيى است كه عمرو عاص داشته، به گونهاى كه آن اخلاق پست موجب فسق و بىاعتبارى ادّعاى وى مىشده است، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا [١]. اخلاق پست و زشتى كه امام (ع) براى عمرو عاص بيان فرموده است پنج چيز است:
الف: دروغگويى؛ روشن است كه دروغگويى بدترين گفتار است، به حكم عقل و نقل موجب تباهى دين و دنياى انسان مىشود. امّا به لحاظ نقل، از رسول خدا (ص) روايت شده است كه فرمود: دروغگويى رأس نفاق و دورويى است. امّا به حكم عقل، وجدان انسانى گواه است كه دروغگويى صفحه سفيد دل را سياه مىكند و از پذيرش صورت حق و راستى و درستى باز مىدارد و مانع تجلّى الهامات الهى و خوابهاى رحمانى مىشود.
دروغگويى دنياى انسان را نيز تباه مىكند، موجب خرابى شهرها، قتل نفس، خونريزى و انواع ظلم و ستم مىشود. به همين دليل است كه تمام مردم دنيا، ديندار و بيدين دروغگويى را جايز نمىدانند، و گروه معتزله نيز به ضرورت
[١] سوره حجرات (٤٩) آيه (٦): اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر فاسقى خبرى را براى شما نقل كرد تحقيق كنيد.