ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٤ - ٢ - قوله عليه السلام اما و شر القول الى قوله سبته
به قبح و زشتى آن اعتقاد دارند. دروغگويى از اخلاق زشت است و در برابر كلام راست قرار مىگيرد و از شاخههاى فسق و فجور به حساب مىآيد.
ب: وعده خلافى؛ ج: خيانت در تعهّد و فريبكارى در پيمان؛ كه دو رذيله اخلاقى به حساب آمده، در قبال وفاى بعهد از اخلاق زشت و نارواى انسان، و از ستمكارى شمرده مىشوند.
مكر و فريب از خصوصيّات و ناپاكى باطن و بدور بودن از فضيلت هوشمندى است و از دروغگويى ريشه مىگيرد؛ د: ترك رابطه با قوم و خويشان كه از اخلاق پست است و در برابر فضيلت صله رحم كه جزو اخلاق نيك اسلامى است قرار دارد؛ حقيقت «قطع رحم» اين است كه شخص اقوام و خويشان خود را در كارهاى با فايده دنيوى شركت ندهد و موجب زيان آنها شود. اين نوعى ظلم است و از بخل و حسد مايه مىگيرد.
ه: جبن؛ كه از اخلاق نكوهيده انسانى است و در مقابل فضيلت شجاعت قرار دارد امام (ع) بزدلى عمرو عاص را بدين عبارت زيبا توضيح داده است:
«آن گاه كه هنوز سخن جنگ و پيكار در ميان است چنين و چنان لاف و گزاف گفته ديگران را امر و نهى مىكند. و آن گاه كه شمشيرها از نيام كشيده مىشود و در برابر برق شمشير قرار مىگيرد براى نجات جان خود، كشف عورت مىكند. اين كلام امام (ع) بيان كننده پست همّتى و حقارت نفسانى عمرو عاص است، چه فرد بلند همّت و با وقار، در رويارويى با مردان كارزار براى نجات جان خود از مرگ از زشتترين رفتار (كشف عورت) استفاده نمىكند! امّا اين دون همّتى و سوء رفتار پس از درگذشت او در طول تاريخ بعنوان يك انسان پست زبان زد اشخاص و يادگارى بد از او باقى است. اين سوء اخلاق جبن و ترس مىباشد.