ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٩ - قوله عليه السلام تحتذون أمثلتهم
(١٣٢٤٨- ١٣٢٣٨)
قوله عليه السلام: لا تستزاد من صالح عملها و لا تستعتب من سيّئى زللها
يعنى در قيامت زيادى عمل شايسته از انسان خواسته نمىشود و از او نمىخواهند كه بر كردار نيكش چيزى بيفزايد و لغزشهاى زشت و ناروايى بخشوده نمىشود و از آن صرف نظر نمىشود. كه خداوند متعال فرموده است: فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ وَ إِنْ [١].
چون در روز قيامت وسيلهاى براى انجام عمل نيك وجود ندارد، بازگشت بدنيا و انجام كارهاى شايسته، مقدور نمىباشد، و بندهايى كه از معصيت بر گردنش افتاده است، برداشتنى نيست. خداوند تعالى اين حقيقت را چنين توضيح مىدهد: حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ [٢].
(١٣٢٥٩- ١٣٢٤٩)
قوله عليه السلام: او لستم آباء القوم و الأبناء و اخوانهم و الأقرباء
معنى سخن امام (ع) اين است: آيا در ميان شما كسى كه پدر، يا پسر، يا برادر و يا خويش و نزديك اين درگذشتگان باشد نيست؟ اين كلام به منظور توجّه دادن شنوندگان به عبرت گرفتن از شرح حال، كسانى است كه از دنيا رفتهاند. امام (ع) با اين بيان انسانها را به آيندهاى كه در انتظارشان مىباشد، آگاه مىسازد، تا به تقواى الهى كه سبب نجات و رهايى آنها از سختيهاى روز رستاخيز است روى آورند و از گناه و معصيت كه موجب گرفتارى و هلاكت است كنارهگيرى كنند.
(١٣٢٦٧- ١٣٢٦٠)
قوله عليه السلام: تحتذون أمثلتهم
انسانها از روى غرور و ناآگاهى از
[١] سوره فصلت (٤١) آيه (٢٤): هر چند گناهكاران در روز قيامت بهانه بياورند بهانه آنها در آن روز پذيرفته نيست.
[٢] سوره مؤمنون (٢٣) و آيه (٩٩ و ١٠٠): پروردگارا مرا به دنيا باز گردان تا كارهاى شايسته كه ترك كردهام انجام دهم. نه اين سخنى است كه او به زبان مىگويد و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه بر انگيخته شوند.