ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٧ - قوله عليه السلام و خلف لكم عبرا
متوجّه مىسازد، كه از آرزوهاى طولانى دست برداشته، آماده مرگ شوند و با جمله: لم يمهدوا ... ألا و انّ؛ گذشتگان را سرزنش مىكند كه با وجود قدرت و توان و سلامت جسم و ابدان، معادشان را اصلاح نكردند و فرصت جوانى را از دست دادند! مقصود حضرت اين است كه با تذكّر حال در گذشتگان از دنيا، در دلها نفرتى بوجود آورد، و پند گيرندگان را از غرور و فريب دنيا بر حذر دارد، و آمادگى تقوا و كارهاى شايسته را در انسانها ايجاد كند؛ و سپس با پرسش انكارى مىپرسد: آيا جوانها غير از پيرى و تندرستان غير از بيمارى، و سالمندان از طولانى شدن عمرشان غير فنا و نيستى چيز ديگرى را طالبند و انتظار مىكشند؟
و با طرح اين سؤالات مىفهمانند، كه انتظار چيز ديگرى جز آنها كه بر شمرديم، انتظار بيجا و بىموردى خواهد بود. با اين بيان انسانها را بر انتظار بيجايشان ملامت مىكند تا نسبت به خواستههاى نامعقولشان تنفّر پيدا كنند، از آرزوهاى دور و دراز دست بردارند.
در جوانى منتظر پيرى و در سلامتى منتظر بيمارى، و در پيرى منتظر فنا و نيستى بودن انتظارى غير حقيقى است، زيرا لازمه انتظار حقيقى چنان سرانجام و غايتى، انجام كارهاى نيك و بجاى آوردن عبادت خداوند مىباشد. هر چند، آنها، پيرى، بيمارى و مرگ را باور داشتند، امّا عملشان بطريقى بود كه نشان مىداد، انتظارى غير از پيرى، بيمارى و مردن، دارند! به اين دليل امام (ع) آنان را به كسانى تشبيه كرده است كه گويا نهايت جوانى را به پيرى و سرانجام تندرستى را بيمارى و عاقبت سالمندى را مرگ و نيستى نمىدانند، و براى اين حالت آنها لفظ انتظار را استعاره آورده است. آن گاه لرزش بدن، گرفتگى زبان، غم و اندوه، ترس و آب دهان را بزحمت فرو بردن، و كمك خواهى از اقوام و خويشان و عزيزان را كنايه از شدّت بد حالى كسى آورده است كه در