ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٣ - شرح
خود داراى قواى شهوت و خشم است و هر يك از اين قوا نيز داراى كششها و جاذبههايى هستند كه او را به لذتهاى آماده دنيا فرا مىخوانند، سرور و خوشحالى انسان در دنيا، جز به همين بهرههاى دنيوى و مادّى به چيز ديگرى نيست. نفوس انسانى آميخته به همين شهوات و تمايلات مىباشد. در بيشتر موارد انسان، به فكر ارضاى همين خواستههاست، بطور طبيعى بيشتر مردم، جذب همين امور دنيايى شده پيرو لذات شده از گرايش به آخرت سرباز زده، مشغول خوشيهاى زودگذر مىگردند. به گونهاى كه تصوّر غير دنيا را هم ندارند، با وجودى كه از انسان خواسته شده است، كه ضدّ خوشيهاى زودگذر، دنيوى را، انتخاب كند، و با قواى شهويّه مخالفت كند، و از پيروى نفس سر برتابد، و به امورى توجّه كند كه، فراتر از خوشيهاى دنيوى باشند. آرى خوشيهايى كه حتى به توصيف ما در نمىآيند. در همين راستا وظيفه انبيا برحذر داشتن مردم از توجّه به دنيا و تشويق بر انتخاب نعمتهاى آخرت بوده است. و اين جز با مبارزه و مخالفت با نفس ممكن نمىشود. امتحان انسانها، چنين تحقق پيدا مىكند كه اگر پيرو هواى نفس گردند هلاك مىشوند و اگر با هواى نفس مخالفت كنند نجات مىيابند.
اگر بخواهيم براى روشن شدن بيشتر موضوع مثالى بياوريم چنين خواهيم گفت: اگر شخصى بخواهد درجه اعتمادش را نسبت به بندهاش بداند و صبر او را بر مشكلات بسنجد، براى او تمام خوشيها را فراهم و در كنار اين همه خوشى و لذّت او را موظّف به انجام كارى سخت و دشوار مىكند كه اگر بنده مزبور بخواهد آن كار طاقت فرساى وقتگير را انجام دهد، ناگزير است، از خوشيهاى آن چنانى چشمپوشى كرده و وقت خود را به عيش و لذّت تلف نكند. حال اگر چنين بندهاى به انجام تكليف پرداخت از امتحان سفيدرو بيرون مىآيد. آزمايش و امتحان خداوندى نيز چنين است. با اين مثال كه آورديم، فتنه بودن امتحان نيز